تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
ماهران صناعت تنجيم در تحقيق وقت ولادت و استخراج جزو طالع و تحرير مراكز ساير بيوت و تعيين مواضع كواكب و سهام ، شرايط احتياط مرعى داشته و دقايق اعمال بجاى آورده ، زايچهء طالع همايونش به قلم دولت بر بياض سعادت كشيدند . [ نظم ]
اسد طالع و صاحبش آفتاب * از آن گشت در سلطنت كامياب شرف يافته آفتاب از حمل * گراينده از علم سوى عمل
و چون اين بشارت مسرت‌افزا به سمع مبارك حضرت صاحب‌قران گيتىگشاى « 1 » رسيد ، مواد بهجت و سرورش ، تضاعف پذيرفت و از غايت خرمى و شادمانى نايرهء خشم و غضب آن حضرت به كلى فرونشست و به شكرانهء آن عطيّه ، جرايم اهالى ماردين و آن حوالى را رقم عفو و اغماض كشيد و از سر انتقام ايشان گذشته ، مال را كه قبول كرده بودند ببخشيد ، و آن ولايت را به سلطان صالح برادر سلطان عيسى ارزانى داشت و يرليغ به آل تمغا كرامت فرمود . [ بيت ]
به خواهندگان گر كسى زر دهد * به‌جاى زر ، او شهر و كشور دهد
و روز شنبه گورگهء كوچ زده ، به مباركى و طالع سعد نهضت نمود ، و راه‌ها بخش كرده متوجه طرف بسرى شد ، و اميرزاده محمد سلطان با لشكر خود به راه ميدان روان گشت ، و حضرت صاحب‌قران از راه سور ، و اميرزاده شاهرخ ملازم ركاب همايون بود ، و اميرزاده ميرانشاه با لشكر خود از راه جوسق ، و امراى تومان به مورچل خود به‌همين سبيل هركس از راهى بازگشتند ، و چون حضرت صاحب‌قرانى از راه سور به كنار شط رسيد ، اميرزاده ميرانشاه را به جهت ضبط آن نواحى به بالا آب دجله به ايلغار روانه گردانيد ، و به نفس مبارك از آب گذشته به علف‌زارى در غايت نزاهت نزول فرمود و سه روز در آنجا توقف نمود . و در خاطر
هامش
( 1 ) . ع : ستان .