شاهزادگان و امراى تومانات و هزارجات و قوشونات ، لشكرها آراسته متوجه حصار شهر شدند و از غريو گورگه و كوس و كرناى و خروش سورن و جوش بهادران رزمآزماى گوش زمانه كر ساخته جنگ درانداختند .
[ نظم ]
سواران سوى رزم كردند راى * تو گفتى كه عالم برآمد ز جاى
جهان گشت پردار و گير نبرد * شد از وهم رخسار خورشيد زرد
و پيش از همه ، لشكر قول سپر در روى كشيدند و نردبانها بر ديوار حصار نهادند و با تيغ سرافشان و گرز گران به نردبانها برآمدند و ساير لشكر با تيغهاى « 1 » مغفر شكاف از جوانب و اطراف حمله آورده ، به نيروى دولت قاهره ، دشمنان را براندند و شهر را مسخّر گردانيدند و مخالفان از بيم جان روى گريز به قلعه كوه نهادند و سپاه ثوابت شمار بهرام انتقام با شمشيرهاى خونآشام درپى ايشان كرده ، تا دروازهء قلعه براندند و بسى از ايشان را به قتل آوردند و بسيارى از پسران و دختران ايشان در زير دست و پا هلاك شدند و بعضى به تشنگى بمردند و غنايم بىحد به دست عساكر فلك حملهء ستاره عدد افتاد و اسبان و قطارهاى استران و شتران گرفتند و در پاى قلعه كوه به جنگ مشغول شدند .
و آن حصارى است بغايت استوار بر سر كوهى بلند واقع شده و يك راه بيش ندارد و از قلعه مقدار يك آسيا آب به زير مىآيد . و جواهر اوصاف آن حصار در عقد اشعار بلاغت شعار شعرا به تخصيص ابن سرايا منظوم است و به قلعهء شهبا موسوم 226 .
سپاه گردون انتقام آن روز تا به شام در پاى آن حصار آتش پيكار افروخته بودند و خرمن حيات مخالفان سوخته و ايشان از بالاى قلعه به سنگباران سيل بلا را پيشگيرى مىكردند و چون شب درآمد ، لشكر ظفرقرين در حوالى قلعه توقف نمودند ، و روز ديگر كه شهسوار خورشيد به بالاى افق « 2 » برآمده جيش كواكب كه در اطراف حصار نيلى سپهر ، التجا جسته بودند همه را فروريخت ، عساكر گردون مآثر
هامش
( 1 ) . الف ، م : - با تيغهاى .
( 2 ) . ع : اين كوه فيروزه .