تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 753

مساهمون:

ص٧٥٣
اقبال به آستان سلطنت آشيان آمده ، در سلك بندگان انخراط يافت ، و مهد اعلى چلپان ملك‌آغا و دلشادآغا كه مدت سى و پنج روز بود كه از حضرت صاحب‌قرانى جدا مانده در آغرق بودند از پيش رانده ، بر بالاى پشته‌اى به دولت تلاقى فايز گشتند . و آغرق نيز از ماردين گذشته به موكب همايون پيوست . صاحب‌قران كامگار لشكر نصرت‌شعار مرتب داشته روان شد و چون به هفت فرسخى ماردين ، موضع چمليك « 1 » معسكر همايون گشت ، ملك عز الدين حاكم جزيره به درگاه عالم‌پناه آمد ، و شرف بساطبوس دريافته ، پيشكش‌ها كشيد و خراج و تغار قبول كرده ، به نوازش خسروانه مخصوص گشت و بازگرديد . و چون سلطان عيسى از توجه عساكر گردون مآثر آگاه شد ، به پايهء سرير اعلى شتافته ، انواع پيشكش‌ها از اسبان نامدار و استران راهوار و تقوزهاى لايق بياورد و به وسيلهء امرا در شنبه بيست و هشتم ماه مذكور زانو زده به عرض رسانيد . آن حضرت از سبب تعلل در آمدن سؤال فرمود و او به زانو درآمده زبان استغفار به اعتذار برگشاد . پرتو آفتاب عاطفت خسروانه بر حال او تافته صنوف عنايت و نوازش پادشاهانه دربارهء او ارزانى داشت و به خلعت خاص اختصاص بخشيد و از آنجا كوچ كرده ، به نزديك ماردين ، دامن كوه مضرب خيام نزول همايون گشت .

ذكر واقعهء « 2 » شهادت اميرزاده عمر شيخ انار اللّه برهانه

شاهزاده عمر شيخ كه به استجماع ساير ملكات ملكانه ، در شجاعت و مردى آيتى بود و در ميان لشكر منصور رايتى ، در قرب يك سال كه در فارس بود از قلاع آن حوالى و نواحى آنچه ايل نشده بودند ، چون قلعهء اصطخر و قلعهء فرك و در گرمسير قلعهء شهريارى به نيروى دولت روزافزون همه را فتح فرموده بود و به در قلعهء سيرجان - كه جمعى امرا به محاصرهء آن مشغول بودند و هنوز فتح نشده بود - رفته . و حضرت صاحب‌قران در آن‌وقت كه عزم توجه شام و مصر جزم فرموده متوجه
هامش
( 1 ) . ع : چپ‌مليك . ( 2 ) . الف : + سعادت .