و در اين اثنا امير عثمان عباس با آغرق از بغداد آمده ، به معسكر ظفرقرين ملحق شد و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » .
گفتار در توجه رايت همايون نهضت فرخندهفال ، به جانب دياربكر در ضمان حفظ و تأييد ذو الجلال
صاحبقران گيتىستان بعد از تسخير عراق عرب و توابع آن ، عزم دياربكر وجههء همت عالى ساخت و خواجه مسعود سبزوارى را به محافظت بغداد فرستاد ، و فرمود كه رعايا و اهالى آن ديار را در كنف حمايت و رعايت مرفّه داشته ، از تفقد حال عجزه و مساكين غافل و ذاهل نباشد و در تعظيم و اكرام سادات و علما و نوازش و اطعام فقرا و ضعفا حسب المقدور بكوشد . و رايت نصرتشعار در ضمان حفظ آفريدگار ، متوجه صوب دياربكر شد ، و اميرزاده ميرانشاه را با امرا و لشكريان جهت فتح و ضبط ولايت به بالاى آب بغداد روانه گردانيد و به نفس مبارك نهضت فرمود و جسر بسته و از آب گذشته ، آوازهء مراجعت انداخت ، تا مخالفان اعتماد بر آن كرده وظايف حزم و احتياط مرعى ندارند .
[ بيت ]
سكندر كه با شرقيان حرب داشت * در خيمه از جانب غرب داشت
و لشكر ظفرقرين را از هر ده نفر دو نفر گزين فرمود و باقى را در آغرق بگذاشت و عثمان بهادر را بازداشت تا باقى لشكر و آغرق را سركرده از عقب بياورد ، و اردشير تواچى را جهت ضبط سپاه و احتياط يورت تعيين فرمود و در آغرق ، اميرزاده محمد سلطان و غياث الدين ترخان و اوچقرا بهادر برحسب فرموده بايستادند كه آن را ضبط نموده بيارند . و رايت منصور به تعجيل تمام به بالا آب روان شد و چون از تووق گذشته به قلعهء كركوك رسيد ، اهل حصار به قدم اطاعت و انقياد پيش آمدند . عاطفت خسروانه آن قلعه را به امير على موصلى سيورغال فرموده از
هامش
( 1 ) . فاتحه / 2 .