تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
[ نظم ]
به پيروز رايى شه نيك‌بخت * به تخت « 1 » رونده برآمد ز تخت سر تاج برزد به سقف سپهر * برافراخت رايت برافروخت چهر
و به صوب حربى به سعادت و اقبال بازگشته ، [ طرح ] شكار انداخت و جرگاه « 2 » زده ، شب در چول نزول فرمود . روز ديگر جرگاه به‌هم آمده ، گورخر بسيار و نخجير بىشمار صيد كردند ، و جماعتى از شاهزداگان و امرا با انبوهى از سپاه مظفر لوا « 3 » فوج‌فوج جهت دفع مفسدان و قلع‌وقمع مخالفان به هر جانب از عراق عرب و بريه و اطراف و حوالى آن نواحى رفته بودند ، چه اميرزاده محمد سلطان از كنار كنار شط به واسط رفته بود ، و از امراى قول ، رستم طغاىبوغا و شمس الدين عباس و غياث الدين ترخان از آب شط گذشته بودند و شيخ تمور بهادر ، اوچ‌قرا بهادر و مبشر و ارغون شاه با لشكر به طرفى ديگر رفته بودند و اميرزاده ميرانشاه با سپاه خود از حلّه نهضت نموده « 4 » ، به بصره رفته بود و امير يادگار برلاس و جهانشاه جاكو باهم روانه شده بودند و محمد درويش برلاس و شيخ على برغويى « 5 » و اسمعيل برلاس به اتفاق رفته بودند . و اين گروه به تفصيلى كه گفته شد هر طايفه‌اى به طرفى در استيصال مفسدان و دفع فساد متمرّدان كوشش‌ها نموده بودند ، و در اين مدت بسى صحراها و بيابان‌ها قطع كرده و از آب‌ها گذشته و بسيارى از عظايم مهمات ساخته از آن جمله شهر بصره و واسط را ضبط و ياسامشى كرده بودند و صحارى و برارى بريده ، بسى از اعراب بريّه را كه راه مىزدند و مانع عبور قافلهء « 6 » حجاز مىشدند ، به قتل آورده و بنه و خيل ايشان را غارتيده ، و تمامى اصول و كلانتران آن بلاد و نواحى را از دورونزديك مطيع و منقاد گردانيده و خراج و ساو ، به گردن داده و هر كس كه پاى اطاعت بر جادهء موافقت ننهاده سرش به دست قهر از تن جدا كرده ، اموال و اسبابش عرضهء نهب و تاراج ساخته بودند .
هامش
( 1 ) . ظاهرا بخت صحيحتر به نظر مىرسد . ( 2 ) . الف ، ع : خرگاه . ( 3 ) . ع : ظفرپناه . ( 4 ) . ع : فرموده . ( 5 ) . ع : يرقويى ؛ الف : مرعولى ؛ م : برعولى . ( 6 ) . م ، ع : قفل .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 747 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى