تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
شفاعت قبول نفرمود و امان نداد و زبان دولت برگشاد كه : « اگر بيايد و اگر نيايد به عنايت حق او را به دست خواهم آورد » . [ نظم ]
چون الهى مرا ياور است * سعادت‌قرين ، دولتم رهبر است به دست آورم رهزن شوم را * به‌هم برزنم اين بر و بوم را
عساكر گردون مآثر چون اين سخن از حضرت صاحب‌قران بشنيدند ، روى جلادت به آن قلهء كوه نهاده ، به بالا برآمدند و قلعه را به جنگ تسخير كردند و امير حسن را با هركه در آن قلعه بود گردن بسته به حضرت آوردند ، فرمان شد كه رعايا را از سپاهى جدا كرده ، تعرضى نرسانند و سپاهيان را بر تومانات بخش كرده ، سياست نمايند . برحسب فرموده آن مفسدان حرامى را جزاى فعل بد كه سال‌ها خون مسلمانان ريخته بودند و مال ايشان برده در كنار نهادند ، و تواچيان از سرهاى ايشان براى عبرت ديگران منارها ساختند و ايشان را مصدوقهء
فَتِلْكَ بُيُوتُهُمْ خاوِيَةً بِما ظَلَمُوا
« 1 » نعت مساكن و محال شد و مضمون
وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
« 2 » وصف حال آمد
وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ
« 3 » و اين فتح مبارك روز دوشنبه بيست و پنجم ماه مذكور مطابق توق‌ئيل اتفاق افتاد و به اشارت حضرت صاحب‌قران گردون اقتدار يك ديوار از آن قلعه رها كردند ، تا به تمادى روزگار عالميان به ديدهء حيرت « 4 » و اعتبار مشاهده نمايند ، كه احكام و استوارى قلعه تا چه غايت بوده و به بازوى قدرت و كامگارى چگونه تسخير كرده‌اند
إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصارِ
« 5 » .

گفتار در مراجعت رايت نصرت‌شعار و جمع آمدن شاهزادگان كامگار و امراى نامدار كه به هر جانب رفته بودند بر سبيل « 6 » ايلغار

روز شنبه غرّهء صفر المختوم بالفتح و الظفر
هامش
( 1 ) . نمل / 52 . ( 2 ) . سبا / 19 . ( 3 ) . سبا / 17 . ( 4 ) . م : خبرت . ( 5 ) . آل عمران / 13 . ( 6 ) . ع : ساير .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 746 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى