بيخ قلعه را تمام خالى سازند . تواچيان برحسب فرمان زمين بخش كرده ، به موجب مفصل « 1 » به لشكريان قسمت كردند و چكهء تواچى نسخهء « 2 » تفصيل به مردمان رسانيد و به كار نقب مشغول گشتند .
و مفصل آن ابتدا از دست چپ كرده بدين موجب بود : اول تومان كپك خان - كه مقدم ايشان شيخ ارسلان بود - روى كوشش به كار آوردند . ديگر پير پادشاه نبيرهء طغاى تيمور خان به جدّ تمام دست سعى به نقب كندن برگشاد . ديگر خواجه على پسر خواجه يوسف اولجايتو اپردى . ديگر اللّهداد پسر امير توكل برلاس . ديگر امير جلال حميد و شمس الدين و على هرسه به يك نقب مشغول شدند . ديگر برهان اغلان و جمال الدين فيروزكوهى هردو به يك نقب اشتغال نمودند . ديگر يادگار اندخودى ، ديگر لطف اللّه بن بيان تمور بن آقبوغا ، ديگر حمزهء تابان [ به يك نقب ] . ديگر آدينهء قهلغهچى و تنگرى بيردى هردو به يك نقب . و از تومانات شاهزادهء جهان ، شاهرخ ، ايت خواجه و موسى رگمال « 3 » به يك نقب مشغول شدند .
ديگر چركس سوچى و بايزيد هردو به يك نقب . ديگر جلال باورچى و بيانقوچين ، و ايشان نقب بريده به سنگ رسيدند و به نيروى دولت قاهره مقدار سى و پنج گز سنگ خارا سوراخ كردند . و ديگر شمس الدين اوچقرا و توپلاق قوچين و ابو القاسم خويش امير عباس هرسه به يك نقب . ديگر جهان ملك ملكت « 4 » و يوسف جليل پسر حسن جاندار به يك نقب . ديگر خواجه راستين و قرا محمد به يك نقب و از تومان كلان و توسقال تومان ختلان ، على درويش برلاس و شيخ حسن و شاه سوار هر سه به يك نقب ، و از تومان امير طغى بوغا برلاس ، توكل و يوسف چوره « 5 » به يك نقب در كار بودند . ديگر سونجك و قوشون توىبوغا شيخ به يك نقب . ديگر خواجه اصيل قمى ، ديگر شيخ درويش اللهى [ به يك نقب ] و از تومان اميرزاده ميرانشاه ، امير قطب الدين برادر امير « 6 » قمر الدين جته و احمد محمد سلطان شاه و
هامش
( 1 ) . ع : تفصيل .
( 2 ) . م : - نسخه ؛ غرض از نسخهء تفصيل شرح جزئيات طرح و اسامى كسانى بود كه مىبايست با زدن نقب در تخريب قلعه بكوشند .
( 3 ) . همهء نسخ : كمال .
( 4 ) . الف : - ملكت .
( 5 ) . الف : جوزه ؛ ع : چهر .
( 6 ) . الف ، ع : - امير .