تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
مملكت واقع است ، مسخّر فرمان ما گردانيد . خيرانديشى و نيكوخواهى خلايق اقتضاى آن مىكند ، كه حق همسايگى رعايت كرده ، ابواب مراسله و مكاتبه مفتوح گردد و ايلچيان از هردو جانب در آمدوشد باشند ، تا راه‌ها ايمن شود و تجار جانبين به امن و حضور تردد توانند نمود و اين معانى هرآينه مستلزم معمورى بلاد و آسايش عباد تواند بود
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى
« 1 » و
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 2 » » .

گفتار در فتح قلعهء تكريت

بعد از آنكه دار السلام بغداد در حوزهء تصرف بندگان حضرت صاحب‌قرانى درآمد ، تجار و مسافران به عزّ عرض همايون رسانيدند كه در اين حوالى قلعه‌اىست تكريت نام ، به حصانت مشهور و به متانت معروف و مذكور ، و جمعى مفسدان متمرد آن را پناه جسته‌اند و سر عصيان از جيب تعدى و طغيان برآورده ، پاى از جادهء راستى بيرون نهاده‌اند و راه بر گذرندگان بسته ، دست « 3 » تطاول به نهب و غارت مال مسلمانان برگشوده‌اند و پيوسته كاروان مصر و شام را مىزنند . [ نظم ]
حصارى است عالى ز يك پاره كوه * در او رهزنانند چندين گروه نه عراده بر گرد او ره‌شناس * نه از گردش منجنيقش هراس همه روزوشب كاروان‌ها زنند * ز بدگوهرى راه جان‌ها زنند
و تا غايت ، اين عقده به سرانگشت تدبير هيچ آفريده ، انحلال نيافته ، و هيچ صاحب قوت دفع اين واقعه در حيّز قدرت و مكنت خود نديده و بدان اشتغال ننموده . پرتو رأى مشكل‌گشاى چون بر كيفيت اين حال افتاد ، فرمود كه چون به حمد اللّه تعالى همگى همت ما بر صلاح حال بلاد و عباد و قلع‌وقمع اهل فساد و عناد مصروف است ، كفايت اين مهم را از ذخاير مثوبات اخروى و جلايل فتوحات
هامش
( 1 ) . طه / 47 . ( 2 ) . فاتحه / 2 . ( 3 ) . ع : + تعدى و .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 738 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى