و حضرت صاحبقران گيتىستان مدت دو ماه در بغداد ، داد عيش و كامرانى داد و بر كنارههاى دجله در قصرهاى زرنگار همايون آثار به عشرت و مسرّت گذرانيد .
[ نظم ]
جهان به كام دل و كام دل به حسب مراد * زمانه تابع فرمان و آسمان منقاد
نشسته فارغ و فرمانبرانش عالمگير * عدو گريخته و بازماندگانش اسير
و در بغداد شراب بسيار بود ، فرمان شد كه همه را در آب ريزند . برحسب فرموده چركس و ديگر سوچيان تمام شرابها جمع آورده ، در دجله ريختند و ماهيان را نيز كام عيش از تجرع مدام بهرهمند شد .
[ بيت ]
از يمن عدلپرورى شاه دادگر * ماهى در آب و مرغ هوا گشته بهرهور
و اهالى بغداد به شكرانهء سلامتى نفس و عرض ، مال امانى قبول كردند و محصلان به تحصيل آن قيام نموده ، به خزانهء عامره فرود آوردند .