سمرقند نقل كردند « 1 » ، و مراحم خسروانه اتابك پيراحمد را ملحوظ نظر التفات گردانيده ، ايالت ولايت لرستان به او ارزانى داشت و يرليغ عالم مطاع به آل تمغاى همايون كرامت فرمود و پير احمد از ميامن مرحمت حضرت صاحبقرانى با قريب دو هزار خانهوار از متعلقان و اتباع و اشياع خود - كه شاه منصور ايشان را غارتيده و كوچانيده به شيراز آورده بود - به مقام اصلى بازگشت و بهجاى آباء و اجداد خويش در مال امير به حكومت مشغول شد .
گفتار در توجه رايت ظفر « 2 » اشراق به صوب عراق
روز جمعه بيست و هفتم جمادى الآخر ، حضرت صاحبقران از شيراز نهضت فرموده به سعادت و اقبال به جانب اصفهان روان شد و در عين عشرت و شادمانى كامران و شكاركنان مراحل و منازل قطع مىكرد و مىرفت .
[ بيت ]
روان مىراند يكران ظفر ، شاه * شكارافكن شكارافكن در آن راه
جهان خالى شد از صيد چرنده * نماند اندر هوا نوع « 3 » پرنده
و بعد از قطع دوازده منزل سهشنبه هشتم رجب ، قومشه محل نزول همايون گشت ، و فرمان واجب الاذعان به قتل آل مظفر جريان پذيرفت ، بزرگ و خرد ايشان را به ياساق رسانيدند و ديگر ذكور ذرّيات آن دودمان كه در يزد و كرمان بودند ، داروغگان در همانجا كار ايشان بساختند و آن ممالك را از استيلا و تسلط ايشان به كلى پرداختند . اوراق اقبالشان به ارقام
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ
« 4 » ارتسام پذيرفت و از فرجام احوالشان مصدوقهء
وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ
« 5 » وضوحى تمام يافت .
[ نظم ]
منه تا توانى دل اندر جهان * كه ناپايدار است و نامهربان
هر آن پاره خشتى كه بر منظرىست * سر كيقبادى و اسكندرىست
هامش
( 1 ) . ع : فرمود .
( 2 ) . الف : مهر .
( 3 ) . ع : مرغ .
( 4 ) . بقره / 134 ، 141 .
( 5 ) . آل عمران / 140 .