تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 719

مساهمون:

ص٧١٩
[ رباعى ]
لطفش به كرم چارهء بيچاره كند * عدلش ستم از زمانه آواره كند در موسم عدل او صبا را نبود * آن ياره كه پيراهن گل پاره كند
و مملكت فارس را - كه واسطهء عقد ممالك است و در حساب بلاد و امصار به مثابت فذلك - نامزد فرزند ارجمند اميرزاده عمر شيخ فرمود و شاهزاده به ترتيب اسباب جشن قيام نموده ، آن حضرت را طوى داد و زانو زده ، پيشكش‌ها كشيد و انواع خدمات پسنديده به‌جاى آورد .

گفتار در گرفتن آل مظفر و تفويض ممالك ايشان به گماشتگان سعادت‌نشان

چون اولاد و اسباط محمد مظفر از مدتى باز در آن ممالك تسلط يافته بودند و هريك در شهرى و قصبه‌اى لواى سلطنت به استقلال برافراشته ، داعيهء آن داشت كه سكه و خطبه به نام او باشد و باوجود قرابت نزديك - اقارب چون عقارب 214 - نيش زهرآلود قهر تيز كرده ، پيوسته قصد خون و مال يكديگر داشتند و در خرابى مواضع يكديگر هيچ دقيقه فرونمىگذاشتند و هركه از ايشان بر يكى از خويشان دست مىيافت اگر خونش مىبخشيد ، البته ميل مىكشيد و پسر با پدر و پدر با پسر همين طريق مىورزيد ، و بدين واسطه در زمان ايشان رعاياى بيچاره همواره دستخوش رنج و عنا و لگدكوب هرگونه محنت و بلا بودند . در اين وقت كه مرحمت حضرت صاحب‌قرانى سايهء اهتمام به انتظام امور آن ممالك انداخته بود ، علما و مشايخ و اهالى فارس و عراق صورت حال و مقابح افعال آن طايفه به عزّ عرض رسانيدند ، محصّل درخواست آنكه : « نواب كامگار مقاليد حلّ و عقد آن ديار ، دگربار به دست اقتدار و اختيار ايشان بازنگذارند ، كه مسلمانان در مشقت و پريشانى مىافتند و مآل مملكت به خرابى و ويرانى مىكشد » . بنابراين روز دوشنبه بيست و سيوم جمادى الآخر حكم جهان مطاع
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 719 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى