تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧
امرا و لشكريان را از عقب ايشان به تكامشى روان فرمود و مخالفان به كلى مخذول و منكوب گشته ، از ايشان دگر اثرى ظاهر نشد . [ بيت ]
ميان دو كوه از بر راه و دشت * ز خون و ز كشته نمىشد گذشت جهانى پرآغشته در خاك و خون * يكى بىسر و ديگرى سرنگون فراوان از ايرانيان كشته شد * بسى سركش از جنگ سرگشته شد
حضرت صاحب‌قران گيتىستان مظفر و كامران در دنيكان « 1 » نزول فرمود ، و روز ديگر چون منوچهر رخشنده چهر مهر ، به عزم و فتح كشور سپهر ، سنجق زرنگار اضائت شعار از دروازهء افق برافراخت ، حضرت صاحب‌قران گردون اقتدار « 2 » به سعادت و اقبال عازم دار الملك شده ، دروازهء سلم را مركز رايت نصرت آثار « 3 » ساخت و سپاه ظفرپناه در اطراف و جوانب شهر فرود آمدند و فرمان لازم الاتّباع به نفاذ پيوست تا به غير از دروازهء سلم هشت دروازهء ديگر را ببستند و جمعى از اركان دولت به شهر درآمدند و از مجموع كلويان و كلانتران محلات ، مچلكاه بازستده تمام خزاين و اموال و اقمشه و امتعه و اسب و استر شاه منصور و اتباع و اشياع او جمع كردند و از شهر بيرون آورده ، به عزّ عرض همايون رسانيدند . بخشش پادشاهانه مجموع آن را بر امرا قسمت فرمود و مال امان حواله رفته ، به حصول پيوست و اميرزاده محمد سلطان را به جانب اصفهان روان گردانيد كه آن مملكت را ضبط و نسق نموده مال امانى بستاند ، و منشيان بلاغت شعار صورت ترادف و تواتر فيض فضل پروردگار - كه پيوسته به روزگار همايون آثار و اصل و متواصل مىگذشت - به بليغ‌تر عبارتى و بديع‌تر اشارتى در سلك تحرير كشيده ، فتح‌نامه‌ها به سمرقند و ديگر ممالك ارسال نمودند . [ بيت ]
دبير سخن‌گستر چيره‌دست * نشست و ظفرنامه‌ها نقش بست به هر كشورى قاصدى شد روان * پرآوازهء فتح نو شد جهان
هامش
( 1 ) . ع : دينوكان . ( 2 ) . ع : آثار . ( 3 ) . ع : آيت .