تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣

گفتار در جنگ كردن حضرت صاحب‌قران با شاه منصور و كشته شدن شاه منصور

چون حضرت صاحب‌قران از قضيهء شاه منصور حسابى چندان برنمىداشت ، در همان روز از آن مقدار سپاه كه حاضر بودند ، دو قول ترتيب فرمود ، يكى را مستقرّ رايت فتح آيت گردانيد ، و آن ديگر نامزد اميرزاده محمد سلطان فرمود و در قنبل دست راست اميرزاده پير محمد جهانگير را بداشت ، و تمور خواجهء آق‌بوغا را هراول او گردانيد و قول اميرزاده محمد سلطان در دست چپ بايستاد و در قنبل او شيخ تمور بهادر مقرّر فرمود و اميرزاده شاهرخ را ظفر كردار ملازم ركاب نصرت انتساب ساخت و امير عثمان عباس را به قراولى از پيش روانه گردانيد و با ساير عساكر گردون مآثر مرتب و آراسته ، روى سعادت به شيراز آورده ، امير عثمان چون قراول دشمن را در سر باغات بديد ، در مغاكى پنهان شد تا ايشان بگذشتند و با صاين تمور و الوس و تموك و مولى و قرا محمد و بهرام يسورى از كمينگاه بيرون آمدند و در پى قراول دشمن تاختند و بهرام بهادر با تيغ خون‌آشام در عقب ايشان تاخته برسيد و ران يكى را قلم كرده بگرفت و به حضرت صاحب‌قران رسانيد . آن حضرت از او كيفيت وضع شاه منصور و كميت لشكرش استفسار نموده ، در ضمان تأييد پروردگار براند و چون قريب يك فرسخ برفتند ، لشكر دشمن در باغستان شهر قريب سه چهار هزار سوار پيدا شد ، مجموع زره و بكتر مكمل پوشيده و تمام اسبان كجيم انداخته و علم‌ها برافراخته . [ بيت ]
همه كمان‌كش و رزم‌آزماى و تيرانداز * همه مبارز و آهن‌گداز و جوشن‌در همه فكنده تن اندر مغاك‌هاى هلاك * همه نهاده دل اندر نشانه‌هاى خطر
و شاه منصور شمشير كين كشيده ، چون شير خشمناك بىباك مىآمد ، هر چند خرد صواب انديش به هزار زبان به ادا مىرسانيد كه ، [ نظم ]
بترس ار چه شيرى ، ز شيرافكنان * دليرى مكن با دليرافكنان