تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
وظايف خدمات پسنديده از طوى و پيشكش و آنچه از لوازم نيكو بندگى تواند بود به تقديم رسانيد . شعر
فخرىست بندگان را در بندگى سلطان * ورنه چه آيد از مور شايستهء سليمان

گفتار در تسخير آمل و سارى و قلعهء ماهانه‌سر

چون رايت نصرت شعار سه كوچ از استراباد پيشتر رفت ، جنگلى عظيم پيش آمد كه از تشابك اشجار ، باد از آنجا گذار دشوار توانستى و خيال شبرو در خلال آن چون ماهى در شست گرفتار آمدى . يرليغ عالم مطاع به نفاذ پيوست كه شيران بيشهء پيكار ، يعنى لشكريان شيرشكار ، درختان بيشه بريده در آن جنگل راهها بگشايند . برحسب فرمان قضا جريان سه راه بگشادند عرض هريكى از آن يك تير پرتاب . رأى رزين راه ميانين را جهت عبور لشكر قول تعيين فرمود و دو راه ديگر جهت مرور جوانغار و برانغار مقرر شد ، و بدين طريق جنگل مىبريدند و مىرفتند . و چون به سارى رسيدند معلوم شد كه سيد كمال الدين از نقصانى كه قدر و منزلت او را مقدّر بود ، گريخته پيش سيد رضى الدين به ماهانه‌سر نقل كرده است . و ماهانه‌سر قريه‌اىست در چهار فرسخى آمل به جانب بحر واقع شده و به قرب آن برفراز بلندىاى ، حصنى حصين ساخته بودند كه از يك‌طرف به دريا پيوسته بود و ديگر جوانبش مغاك بود و مواضع پست كه هم از آب دريا هنگام موج در آن مىريخت تا نزديك‌يك ميل حكم دريا داشت ، چنانچه آب محيط بود به قلعه از جميع جوانب و پيرامن حصن « 1 » درختهاى بلند به نزديك يكديگر فروبرده بودند و خلال آن را از شاخ‌هاى درخت كه « 2 » برهم بافته بودند « 3 » استوار ساخته و به اين تعبيه حصارى ديگر برافراخته و در آن‌وقت « 4 » حكّام آمل و سارى با مجموع خويشان و متعلّقان و مردان كار و هرچه داشتند از ذخاير و نفايس به آن قلعه رفته بودند و ساير متموّلان آن ديار
هامش
( 1 ) . ع : حصار . ( 2 ) . الف ، ع : - كه . ( 3 ) . ع : - بودند . ( 4 ) . ع : - وقت .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 688 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى