به ترتيب ادويه و اشربه و وظيفهء معالجه كما ينبغى قيام نمودند . خواتين و فرزندان و امرا و نويينان از پرتو صفاى عقيدهء حضرت صاحبقران مىدانستند كه قانون شفا جز از دار الشفاى
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ
« 1 » چشم نتوان داشت و هر دارو كه نه طبيب لطف
اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبادِهِ
« 2 » در مطبّهء
وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ
« 3 » كرامت فرمايد سودمند نيايد . فرمودهء طبيب دلها و حبيب خدا - عليه شرايف الصلوات و كرايم التحيّات - كل صباح و مساء كه « داووا مرضاكم بالصّدقة » 199 پيشنهاد همت خود ساخته ، دست تصدّق از سر اخلاص برگشادند و به مزارات شريفه و مواضع متبركه ، بسى هدايا و صلات فرستادند . فقرا و صلحا و عجزه و مساكين را صدقات وافر از زر و نفايس و ذخاير ارزانى داشتند و اسبان نامدار و بارگيران خاصه ، قربان كرده به مستحقّان قسمت كردند .
ميامن دعوات صالحات كه صافىدلان و گوشهنشينان از براى صلاح كار جهان و جهانيان بدان مواظبت مىنمودند به ظهور پيوست و بركات صدقات كه « الصّدقة تزيد فى العمر » 198 كارگر آمد و در شب يكشنبه منتصف شعبان - كه به شب برات موسوم است - برات صحت ذات و مزيد حيات آن حضرت مكرمت آيات در ديوان
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
« 4 » اطلاق رفت و روز يكشنبه پانزدهم شعبان مزاج همايون رو به صحت نهاد « 5 » .
[ بيت ]
نگويم مزاجش گرفت اعتدال * كه عالم شد ايمن ز بيم زوال
خلايق را حدايق آمال و بساتين امانى از شقايق بهجت و رياحين شادمانى آراسته گشت و از صداى شكر و اداى شكرانه گوش فلك پرسپاس و دامن زمانه پرخواسته شد
[ بيت ]
شكر ايزد را كه ذات خسرو گيتىپناه * حلّهء صحت ز نو پوشيد از لطف إله
و چون مزاج مبارك به حال استقامت بازآمد ، اشارت عليّه به صدور پيوست كه
هامش
( 1 ) . اسراء ( بنى اسرائيل ) / 82 .
( 2 ) . شورى / 19 .
( 3 ) . شعراء / 80 .
( 4 ) . بقره / 186 .
( 5 ) . م : - « اطلاق رفت . . . . نهاد » .