و در آن معركه جلال حميد وظايف نيكو بندگى بجاى آورده ، با سى كس بر سه قوشون از لشكر دشمن كه در مقابل او بودند حمله كرده ، آثار جلادت و دلاورى به ظهور رسانيد و زمان زمان طبل باز فروكوفته ، شبرنگ رعد شيههء برق آهنگ را با قطاس هيبت و باس به هر جانب مىتاخت و از جرّ كمان و صفير تير ، صداى فنا در گوش جان مخالفان مىانداخت .
[ نظم ]
خروشان و جوشان گرفته به چنگ * كمان كيانى و تير خدنگ
روان كرده از برج زاغ كمان * عقاب اجل را سوى دشمنان
و نديله نيز جنگى مردانه كرد و شاه ملك پسر تغاى مركن كوششهاى « 1 » بهادرانه « 2 » نمود .
[ بيت ]
به هر تيرى از لشكر دشمنان * به خاك اندر افگند يك پهلوان
و بايزيد شش انگشتى نيز داد مردى و مردانگى داد و از دشمنان سه كس را دستگير كرده بياورد . حضرت صاحبقران از آنجا مراجعت نموده ، به معسكر ظفرقرين نزول فرمود و جماعتى را كه در آن موقف هولناك پاى ثبات فشرده بودند و به شرايط سربازى قيام نموده ، به انواع تربيت و نوازش بلندپايه سرافراز گردانيد و حكم ترخانى ارزانى داشته فرمان داد كه جماعت يساولان دست رد پيش ايشان ندارند و از درآمدن به حضرت منع نكنند و تا نه گناه كه از ايشان و فرزندان ايشان صادر شود نپرسند .
[ نظم « 3 » ]
چنين داد پاسخ كه تا نه نژاد * هر آنكس كه از تخم ايشان بزاد
گنهشان نپرسد ابناى ما * كزين پس نشينند « 4 » بر جاى ما
و خويشان امير ايكوتمور را كه به عزّ شهادت فايز شده بود ، عنايت و مرحمت
هامش
( 1 ) . الف : + مردانه .
( 2 ) . كلكته : مردانه .
( 3 ) . ع : بيت ؛ م : - نظم .
( 4 ) . ع : نشيند .