را به حضرت اعلى فرستادند تا صورت حال معروض دارد ؛ و او از برق ، سرعت سير ، استعاره كرده ، به پايهء سرير خلافت مصير آمد و كيفيت وضع رفع كرد .
ذكر محاربهء قراولان و كشته شدن امير ايكوتمور « 1 »
چون خبر مذكور به حضرت صاحبقران رسيد ، اشارت عليّه به صدور پيوست كه امير ايكوتمور با بهادران پيش رود و از مخالفان خبرى تحقيق نمايد كه در كجااند و غلبه پيش آمدهاند يا اندك و در جميع احوال طريق حزم و احتياط مرعى دارد ، و آن امير نامدار به امتثال امر مبادرت جسته ، به تعجيل روان گشت و از وحلى عظيم و دو آب گذشته ، به امير جلال حميد و ديگر قراولان ملحق شد و چون پيشتر رفت ، گروهى از سپاه دشمن را ديد كه بر بالاى پشته ايستاده نظاره مىكردند . فى الحال جمعى از مردان كار و مبارزان تيغگذار « 2 » را به جانب ايشان روانه گردانيد . دشمنان چون توجه ايشان را مشاهده كردند بازگشته ، از پشته فرورفتند و ايشان به بالاى پشته ، بهجاى دشمنان برآمدند و از آن طرف پشته سى قوشون سوار مكمّل جبه پوش را ديدند در مغاكى صف كشيده و جنگ را مهيا شده و در كمين فرصت ايستاده و چون بر آن حال اطلاع يافتند ، همانجا توقف نموده ، خبر به امير ايكوتمور فرستادند و او در زمان روان شده ، به بالاى پشته برآمد و لشكر دشمن را احتياط كرد و چون غلبه بودند ، جنگ كردن مصلحت ندانست و صواب در آن ديد كه به آهستگى بازگشته ، از آنها « 3 » بگذرند . و سپاه خود را روانه گردانيد و خود به اندك نفرى در عقب لشكر بازايستاد . دشمنان چون دريافتند كه مدد ايشان دور است و آب و وحل بسيار در راه ، روان به سر امير ايكوتمور راندند و او از كمال شجاعت و فرط دلاورى پاى ثبات بيفشرد و به زخم تير آهنگذار چند قوشون را بازداشت و چندان كوشش نمود كه تمام لشكر منصور سالم از آب و لاى بگذشتند . و در اين اثنا از قضا تيرى به اسب او رسيد و او نيز زخم خورده بود و باوجود آنكه زخم داشت
هامش
( 1 ) . الف : تيمور ؛ ع : تمر .
( 2 ) . ع ، م : گزار .
( 3 ) . الف ، ع : آبها .