تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
بعد از آن قرين فتح و فيروزى از پل گذشته ، روان شد . در اين اثنا قراولان سه نفر از دشمنان گرفته بياوردند . حضرت صاحب‌قران گيتى ستان از ايشان اخبار استفسار فرموده ، تقرير كردند كه : « توقتمش خان از آمدن شما آگاه نبود ، دو نوكر ايدكو از اردوى شما گريخته آمدند و او را از توجه شما خبر دادند كه با لشكرى فراوان افزون از ريگ بيابان و برگ درختان مىرسد . توقتمش خان را از شنيدن اين خبر آتش در نهاد افتاده ، دود از سر برآمد و گفت : من نيز دو چندان لشكر جمع كنم و در زمان خبر به اطراف و جوانب فرستاد و لشكر دست راست و دست چپ را جمع آورد و اكنون در قرق‌گول نشسته است و باز به طلب لشكر فرستاده » . [ نظم ]
غلط بين كه بدخواه را در سر است * كه فيروزى از كثرت لشكر است به صد رنج كوشش نمايد به جان * كه جمع آورد لشكرى بىكران نداند كه هنگام رزم‌آورى * ز حق نصرت آيد نه از لشكرى سعادت شود روز كين دستگير * نه بسيارى لشكر و تيغ و تير
و توقتمش خان را تصور چنان بود كه حضرت صاحب‌قران چون به آب بيق « 1 » رسد از گدارها عبور نمايد و در مكمن فرصت ، مترصد آن راه‌ها مىبود . آن حضرت از الهام « 2 » تأييد الهى « 3 » آن معنى را در حساب گرفته بود و از بالا آب گذشته ، بدينجا رسيده ، و چون رأى عقده‌گشاى را به كيفيت اوضاع توقتمش خان احاطه يافت ، در آن منزل توقف نمود تا عساكر منصور ، تمام برسيدند و ميمنه و ميسره ترتيب داده ، امر فرمود كه توراها « 4 » و چپرها آماده دارند و پيرامون معسكر همايون را طناب زده ، قسمت نمايند تا لشكريان حوالى خود خندق بكنند و برحسب فرمان كاربند شدند و شرايط حزم مرعى داشته آن شب در آن مرحله به سر بردند . [ بيت ]
دگر روز چون خسرو خاورى * برآمد براين كاخ « 5 » نيلوفرى
هامش
( 1 ) . ع : تيق ؛ الف ، م : ييق . ( 2 ) . ع : - الهام . ( 3 ) . م : آسمانى . ( 4 ) . م : توارها . ( 5 ) . ع : طاق .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 654 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى