بعد از آن قرين فتح و فيروزى از پل گذشته ، روان شد .
در اين اثنا قراولان سه نفر از دشمنان گرفته بياوردند . حضرت صاحبقران گيتى ستان از ايشان اخبار استفسار فرموده ، تقرير كردند كه : « توقتمش خان از آمدن شما آگاه نبود ، دو نوكر ايدكو از اردوى شما گريخته آمدند و او را از توجه شما خبر دادند كه با لشكرى فراوان افزون از ريگ بيابان و برگ درختان مىرسد . توقتمش خان را از شنيدن اين خبر آتش در نهاد افتاده ، دود از سر برآمد و گفت : من نيز دو چندان لشكر جمع كنم و در زمان خبر به اطراف و جوانب فرستاد و لشكر دست راست و دست چپ را جمع آورد و اكنون در قرقگول نشسته است و باز به طلب لشكر فرستاده » .
[ نظم ]
غلط بين كه بدخواه را در سر است * كه فيروزى از كثرت لشكر است
به صد رنج كوشش نمايد به جان * كه جمع آورد لشكرى بىكران
نداند كه هنگام رزمآورى * ز حق نصرت آيد نه از لشكرى
سعادت شود روز كين دستگير * نه بسيارى لشكر و تيغ و تير
و توقتمش خان را تصور چنان بود كه حضرت صاحبقران چون به آب بيق « 1 » رسد از گدارها عبور نمايد و در مكمن فرصت ، مترصد آن راهها مىبود . آن حضرت از الهام « 2 » تأييد الهى « 3 » آن معنى را در حساب گرفته بود و از بالا آب گذشته ، بدينجا رسيده ، و چون رأى عقدهگشاى را به كيفيت اوضاع توقتمش خان احاطه يافت ، در آن منزل توقف نمود تا عساكر منصور ، تمام برسيدند و ميمنه و ميسره ترتيب داده ، امر فرمود كه توراها « 4 » و چپرها آماده دارند و پيرامون معسكر همايون را طناب زده ، قسمت نمايند تا لشكريان حوالى خود خندق بكنند و برحسب فرمان كاربند شدند و شرايط حزم مرعى داشته آن شب در آن مرحله به سر بردند .
[ بيت ]
دگر روز چون خسرو خاورى * برآمد براين كاخ « 5 » نيلوفرى
هامش
( 1 ) . ع : تيق ؛ الف ، م : ييق .
( 2 ) . ع : - الهام .
( 3 ) . م : آسمانى .
( 4 ) . م : توارها .
( 5 ) . ع : طاق .