تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
احتياط فرمود « 1 » به سعادت و اقبال پيش راند . تومان خداداد حسينى مكمل و آراسته صف‌ها كشيده بودند [ مثنوى ] « 2 »
سپاهى همه صفدر و رزمساز * دليران گردنكش سرفراز سواران جنگى و مردان كار * كمند افگن و گرد و خنجرگذار
خداداد بعد از اقامت رسم اولجامشى و پيشكش ، زبان اخلاص به عرض ثنا و دعا برگشاد ، [ بيت ]
بسى آفرين كرد بر شهريار * كه بادى « 3 » چنين جاودان كامگار چنان باد گيتى كه كامت بود * فلك بنده و « 4 » اختر غلامت بود تن و جان ما بندگان سربه‌سر * فداى ره خسرو تاجور شهنشه مر او را نوازش نمود * بسى آفرين كرد و حرمت فزود
و بعد از تومان خداداد ، شيخ تمور پسر آق‌تمور بهادر با هزاره‌هاى سلدوز صف‌ها آراسته ، ايستاده بودند . [ نظم ]
سپاهى سبك حملهء تيزجنگ * گشاده به كين جستن خصم ، چنگ چو پيل دمان و چو شير ژيان * به كف تيغ و گرز و كمند و كمان
شيخ تمور بهادر رسوم نيكو بندگى به تقديم رسانيد و زانو زده ، اسب كشيد . [ شعر « 5 » ]
و زان پس دعا كرد بر شهريار * كه بادا مطيعت فلك بنده‌وار به كام تو بادا زمين و زمان * نگهبان جانت خداى جهان چو ما بندگان در رهت جان‌سپار * به هروقت و هر جا هزاران هزار جهانبان ز گفتار او شاد گشت * بر او آفرين كرد و زانجا گذشت
هامش
( 1 ) . الف ، ع : فرموده . ( 2 ) . ع : بيت ؛ م : - مثنوى . ( 3 ) . الف : بادا . ( 4 ) . الف ، ع : - و . ( 5 ) . الف : نظم ؛ م : شعر .