احتياط فرمود « 1 » به سعادت و اقبال پيش راند . تومان خداداد حسينى مكمل و آراسته صفها كشيده بودند
[ مثنوى ] « 2 »
سپاهى همه صفدر و رزمساز * دليران گردنكش سرفراز
سواران جنگى و مردان كار * كمند افگن و گرد و خنجرگذار
خداداد بعد از اقامت رسم اولجامشى و پيشكش ، زبان اخلاص به عرض ثنا و دعا برگشاد ،
[ بيت ]
بسى آفرين كرد بر شهريار * كه بادى « 3 » چنين جاودان كامگار
چنان باد گيتى كه كامت بود * فلك بنده و « 4 » اختر غلامت بود
تن و جان ما بندگان سربهسر * فداى ره خسرو تاجور
شهنشه مر او را نوازش نمود * بسى آفرين كرد و حرمت فزود
و بعد از تومان خداداد ، شيخ تمور پسر آقتمور بهادر با هزارههاى سلدوز صفها آراسته ، ايستاده بودند .
[ نظم ]
سپاهى سبك حملهء تيزجنگ * گشاده به كين جستن خصم ، چنگ
چو پيل دمان و چو شير ژيان * به كف تيغ و گرز و كمند و كمان
شيخ تمور بهادر رسوم نيكو بندگى به تقديم رسانيد و زانو زده ، اسب كشيد .
[ شعر « 5 » ]
و زان پس دعا كرد بر شهريار * كه بادا مطيعت فلك بندهوار
به كام تو بادا زمين و زمان * نگهبان جانت خداى جهان
چو ما بندگان در رهت جانسپار * به هروقت و هر جا هزاران هزار
جهانبان ز گفتار او شاد گشت * بر او آفرين كرد و زانجا گذشت
هامش
( 1 ) . الف ، ع : فرموده .
( 2 ) . ع : بيت ؛ م : - مثنوى .
( 3 ) . الف : بادا .
( 4 ) . الف ، ع : - و .
( 5 ) . الف : نظم ؛ م : شعر .