و بعد از ترتيب لشكر « 1 » ، غجرچيان را بر امرا قسمت فرموده و در قول - كه مركز رايات نصرتشعار بود - تمورقتلق اغلن « 2 » پسر تمور ملك خان و كونچه اغلن « 3 » و ايدكو اوزبك به رسم قلاوزى ملازم بودند ، و در روز پنجشنبه دوازدهم صفر سنهء ثلث و تسعين و سبعمائه - كه آفتاب در هشتم درجهء دلو بود - موكب همايون در ضمان عصمت و تأييد ملك جليل نهضت فرمود و اميرزاده پيرمحمد جهانگير و اميرزاده شاهرخ را جهت ضبط مملكت بازداشت و امير لعل و امير ملكت را ملازم ايشان ساخت و آغايان را مجموع بازگردانيد ، مگر بانوى كبرى چلپان ملك آغا بنت حاجى بيگ جته - كه در آن سفر دولتآسا به سعادت موافقت و مصاحبت آن حضرت مستسعد بود . و چون رايت ظفرپيكر محفوف به فتح مبين و نصر عزيز حركت كرد ، امراى تومان و هزاره و امراى قوشون هريك به مورچل روان شدند ، و چون موضع قراسمان مخيّم نزول فرخنده گشت ، ايلچيان توقتمش خان برسيدند ، امرا و نويينان ، ايشان را به محلى مناسب فرود آورده ، لوازم رعايت به تقديم رسانيدند و به واسطهء برف و بارندگى ، چند روز در آن منزل توقف افتاد ؛ و چون خبر وصول فرستادگان توقتمش خان به سمع مبارك حضرت صاحبقران پيوست ،
[ بيت ]
بفرمود تا برگشايند راه * درآرندشان از در بارگاه
چو دستورى از شاه دريافتند * به خدمت رهىوار بشتافتند
به عزّت نهادند سر بر زمين * زبانى پر از پوزش و آفرين
و بعد از تقديم مراسم زمينبوس يك دست شنقار و نه اسب راهوار كه جهت پيشكش آورده بودند ، به عزّ عرض رسانيدند . صاحبقران سعادتقرين رعايت آيين سلطنت را شنقار بر دست سپهر اقتدار مكرمت آثار گرفت ، اما از حميت پادشاهانه زيادت التفاتى نفرمود . ايلچيان زبان استكانت و انكسار به صنوف اعتذار و استغفار گشاده ، رسالت توقتمش خان را به وساطت عظماى « 4 » امرا زانو زده ، عرضه
هامش
( 1 ) . ع : + التفات نموده .
( 2 ) . الف ، ع : اغلان .
( 3 ) . الف ، ع : اغلان .
( 4 ) . م : - عظماى .