( 793 ه . ق ) گفتار در توجه نمودن خديو آفاق به دشت قبچاق « 1 »
در پاييز همين سال سنهء اثنين و تسعين و سبعمايه صاحبقران گيتىستان عزم نهضت همايون به جانب دشت قبچاق جزم فرمود و سايهء التفات به تفقد حال لشكر و ترتيب سپاه انداخت .
[ نظم ]
ز اسپان كه بودش به صحرا يله * بياورد از دشت چوپان گله
كجا بود از آن لشكر نامدار * پياده كسى ، شاه كردش سوار
ز اسپ و سلاح و زر و خواسته * سپاهش سراسر شد آراسته
و از سمرقند در ضمان حفظ و تأييد ذو الجلال به سعادت و اقبال روان شد ، و بر آب خجند پل بسته ، عبور نمود و زمستان در تاشكنت ميان پارسين و جناس قشلاق فرمود . و در آن اثنا رأى مصلحتنمايش زيارت مرقد تابان فرقد شيخ مصلحت را - قدّس سرّه - از معدّات حصول مقاصد دينى و دنيوى دانسته به آن قصد عنان توجه به صوب معمورهء خجند معطوف گردانيد و از صدق نيت و صفاى طويّت ، مراسم زيارت به تقديم رسانيده ده « 2 » هزار دينار كپكى - از وجهى كه تصديق را شايد - به ارباب استحقاق صرف فرمود و به تاشكنت به سعادت معاودت نمود « 3 » و در آنجا
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . ع : دو .
( 3 ) . ع : فرمود .