شخصى را يافتند زخمدار كه از حياتش رمقى مانده بود و چهل روز به علف گذرانيده ، او را غمخوارى نموده ، پيش امرا آوردند . او تقرير كرد كه در آن موضع با قمر الدين جنگ كرديم و بسى مردم از هردو طرف كشته شدند و سپاه ما شكسته بيرون رفتند و قمر الدين به صوب صحراى ايجنى بوجنى « 1 » روان شد ، امرا بىتوقف در عقب او به تعجيل براندند و چون از ايجنى بوجنى « 2 » بگذشتند و به اوكركنجى « 3 » رسيدند ، اغرق را در آن محل گذاشته به ايلغار روان شدند و چون به كنار آب ارتيش رسيدند ، قمر الدين از آب گذشته بود و بهطرف تولس - كه گويند سمور و قاقم در آن بيشهها مىباشد - رفته ، و يسالها و عمدها كه بسته بودند و بدان از آب گذشته يافتند . امرا چند روز در آن موضع درنگ نمودند و هريك ، كس خود را از آب گذرانيدند تا داغ و تمغاى ايشان بر آن درختهاى صنوبر عالى كه در آن بيشهها بود كشيدند
[ بيت ]
تا ز شيران سپاه حضرت صاحبقران * بازماند بر درخت بيشهء دشمن نشان
يك وجب بوم از زمين كشور دشمن نماند * كاين سپاه اسپ تسلط برفراز آن نراند
و چون زمان يورش ايشان در آن بيابانها قريب شش ماه متمادى شده بود و لشكريان را زاد « 4 » نمانده و در آن مدت بيشتر به گوشت شكارى و پياز صحرايى مىگذرانيدند ، و هوا نيز سرد شده بود ، از آنجا به سعادت معاودت نمودند و به راه الطون كوركه بازگشتند ، و آن راهى است كه از دو طرف او آبهاى عظيم هست كه آن را اتراكگول گويند و منازل و مراحل قطع كرده ، در سمرقند به پايهء سرير اعلى سعادت بساطبوس دريافتند .
هامش
( 1 و 2 ) . ع : يوجنى .
( 3 ) . م : كپتجى .
( 4 ) . تصحيح قياسى ؛ الف ، ع : زواره ؛ م : از آده .