[ بيت ]
سران سپه سربهسر هركه بود * به خدمت كمر بسته فرمان شنود
به موجبى كه فرمان واجب الاذعان جريان يافت ، قرار گرفت و مجموع التزام نموده ، خط بازدادند كه برحسب مقرر سپاه به عرضگاه رسانند ، و تواچيان بزرگ كه خط بازمىستدند ، امير حاجى سيف الدين بود و امير جهانشاه جاكو و امير شمس الدين عباس ، و هم در آن ولا ، طوىهاى خسروانه مرتب گشت و جشنهاى پادشاهانه مشتمل بر انواع تجمّلات و تكلّفات ترتيب كرده شد ، بغتاقهاى گوهرآگين بر فرق خواتين بلقيس آيين
[ مصراع ]
« گفتى مگر ثريا در ماه كرده منزل »
و ساغرهاى بلورين در دست ساقيان زهره جبين
[ مصراع ]
صافى ز هر كدورت همچون ضمير عاقل
[ نظم ]
جهانى به شادى شد آراسته * همه بوم پر زيور و خواسته
جهان شد نهان زير ديباى چين * پر از درّ و گوهر بسيط زمين
و مهد اعلى سونج قتلغ آغا دختر شيرين بيگ آغا - كه نهالى بود از دوحهء ابّهت و جلال و رخسار افتخارش را حضرت صاحبقرانى ، خال - به اميرزاده عمر شيخ دادند ؛ و بعد از فراغ از اين امور برحسب اجازت و اشارت حضرت صاحبقران ، اميرزاده ميرانشاه به خراسان معاودت فرمود ، و اميرزاده عمر شيخ به اندكان و امرا و نويينان نيز به يورتهاى خود بازگشتند و حضرت صاحبقران به مستقرّ سرير سلطنت فرمود و بعد از چند روز در ظاهر سمرقند مرغزار يلغزيغاج مركز استقرار رايت فتح آثار نصرتشعار گشت .
[ بيت ]
نظام حال زمانه قوام كار جهان * تمام گشت به اقبال شهريار جهان