( 792 ه . ق ) گفتار در قرلتاى فرمودن حضرت صاحبقران « 1 »
چون از ميامن آثار شوكت و اقتدار حضرت صاحبقران كامگار ، آفتاب دولت ترك ، به تخصيص الوس جغتاى ، به اوج عظمت و جلال صعود نمود ، و كمال رفعت و استقلال يافت ، چنانچه از حدود مشرق تا به مغرب پرتو تسلط و استيلا انداخت ، و از كثرت غنايم وافر كه در يورشهاى پياپى از فتوحات متواتر به دست جلادت عساكر گردون مآثر مىافتاد ، يا ساقيان معسكر ظفرمآب « 2 » از روى مكنت و اسباب بر امراى ديگر عهد و زمان فايق بودند ، هرآينه رأى ممالكآراى - كه آيتى بود لازم الاتباع در شأن احكام سلطنت و كشورگشايى - اقتضاى آن فرمود كه در سان لشكر اضافتى رود و در بهار آتئيل سنهء اثنين و تسعين و سبعمايه در آقيار - كه از فرّ نزول همايون مهبط انوار ابّهت و افتخار بود - به قرلتاى بزرگ فرمان داد و بعد از جمع تمام امرا و نويينان از تومانات و هزارجات و صدجات و ساير سروران و حكام مواضع و ولايات ، رسوم طوى و قرلتاى و آداب آن به حشمتى و تجملى مرتب افتاد كه جهان فريدون و افراسياب ديده ، مثل آن نديده بود « 3 » و نشنيده و چون اشارت عليّه در باب زيادت كردن سان سپاه به نفاذ پيوست ،
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . الف : آيين ؛ ع : مآيين .
( 3 ) . الف ، ع : - بود .