اقتدار لشكر منصور افتاد . و حضرت صاحبقران ، در زمان توجه به جانب « 1 » توقتمش خان ، امير يادگار برلاس و امير سليمان شاه و « 2 » شمس الدين عباس و غياث الدين ترخان را در تركستان گذاشته بود ، و چون لشكر توقتمش « 3 » را شكسته و رانده ، عنان عزيمت از آن صوب مصروف گردانيد و بهطرف جته معطوف داشت ، به ايشان كس فرستاد كه : « شما نيز به مغولستان درآييد و به قلعوقمع دشمنان مشغول شويد » .
ايشان برحسب فرمان به مغولستان درآمده ، توىبوغا « 4 » شيخ را به فرمودهء حضرت صاحبقران در آن سرحد بگذاشتند ، تا به زراعت اشتغال نمايد و خود به طلب دشمنان روان گشته ، منازل و مراحل قطع كرده ، از اوردبان « 5 » بگذشتند و از آب ايله « 6 » عبور نموده به سوتكول و چچكليك « 7 » رسيده ، ايل و الوس آن نواحى را غارت كردند و مال و غنيمت بسيار به دست آن سپاه جلادت آثار آمد و از آنجا بهطرف بالاى قاز روان شده ، هرجا كه با مخالفان دوچار خوردند ، ايشان را بكشتند يا در قيد اسار آوردند .
[ بيت ]
به هركجا كه رسيد آن سپاه كشورگير * عدو ز تيغ هلاك ار برست گشت اسير
و به طلب ايل بولغاجى « 8 » و سالوجى اطراف آن نواحى را تفحص نموده ، مىرفتند و چون از مولزودو « 9 » بگذشتند به خضر خواجه اغلن « 10 » - كه حاكم مغولستان بود - بازخوردند و با او غلبهء بسيار بود . نويينان و امرا با ايشان سواره درآويختن مصلحت نديدند ، و گريختن ، شيمه و وار آن سپاه ظفرشعار نبود ، به ضرورت پياده شدند و جلبر اسبان بر كمر استوار كرده ، بر دشمنان تيرباران كردند و « 11 » به زخم پيكان جانستان راه تسلط و استيلا بر ايشان ببستند و چون بعد از كوشش بسيار كه از جانبين دو شبانروز بنمودند ،
هامش
( 1 ) . الف : توجهكات .
( 2 ) . ع : + امير .
( 3 ) . ع : + خان .
( 4 ) . م : - توىبوغا .
( 5 ) . الف ، ع : لوردبان .
( 6 ) . ع : ايل .
( 7 ) . الف : چچكليل .
( 8 ) . م : بورلغاجى .
( 9 ) . الف : مولرود ؛ ع : مولزود .
( 10 ) . الف ، ع : اغلان .
( 11 ) . م : - « به ضرورت . . . كردند و » .