تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
تعيين رفته بود ، روانه شدند و از قرارات و شوروغلوق گذشته ، هرجا كه به ياغى رسيدند بكشتند و بغارتيدند . و فوجى ديگر عثمان عباس با بيست‌هزار مرد تيغ‌گزار ، امير جلال حميد غجرچى شده به راه سغيزغان [ و ] سوغولغان « 1 » ليق و كوك‌يار بشتافتند . [ مصراع ]
« و ديد آنچه ديد هركه را يافتند »
و فوجى ديگر خداداد حسينى و مبشر بهادر با بيست‌هزار مرد پرخاش‌جوى جلادت آثار ، قمارتقو را غجرچى ساخته از راه ارچكو « 2 » روانه شدند و چون به موضع يبقوت رسيدند با قوم « 3 » بولغاجى و يلكر « 4 » ملاقى شده ، جنگى عظيم واقع شد . [ نظم ]
ز تيغ گشته هوا همچو ميغ آتشبار * ز نيزه گشته زمين همچو باغ آهن‌پر ز گرد گردان گردون شده به لون زمين * ز نعل اسپان هامون شده به شكل قمر به نيزه كرده سران چشم بدسگالان كور * ز نعره كرده يلان گوش خاكساران كر
و آتش آن پيكار يك شبان « 5 » روز مشتعل بود تا باد فيروزى از چمن دولت صاحب‌قران وزيدن گرفت و بهادران شجاعت شعار به زخم شمشير آبدار ، مخالفان خاكسار را مقهور گردانيده ، منهزم و متفرق ساختند و غارت كرده با غنايم بسيار مظفر و كامگار بازگشتند و حضرت صاحب‌قران به نفس مبارك با لشكر قول نهضت فرمود و كلن‌دوچى به اتفاق فتح و ظفر غجرچى شده به راه الغ‌قول توجه نمود ، و از معسكر همايون ايلغار كرده به سيجقان دبان برآمد ، و الوس بولغاجى را دگربار نكبت و ادبار در معرض صدمهء قهر عساكر گردون مآثر انداخته به يك حمله دمار از روزگار پريشان آن بيدينان برآوردند و اموال نامحدود غنايم نامحصور به دست مكنت و
هامش
( 1 ) . الف : سوغولغان ؛ ع : به سوغولغان . ( 2 ) . الف : ارجكو . ( 3 ) . م : - باقوم . ( 4 ) . الف : يلك . ( 5 ) . ع : شبانه .