گفتار در قورلتاى فرمودن حضرت صاحبقران و فرستادن لشكر به اطراف و جوانب مغولستان به استيصال الوس جته « 1 »
چون حضرت صاحبقران گيتىستان كه
[ شعر ]
له همم لا منتهى لكبارها * و همّته الصغرى أجلّ من الدّهر
188 هر مقصد « 2 » كه وجههء همت عالى ساختى و سايهء التفات بر آن انداختى تا به اكمل طرق و اتمّ وجوه در حيّز حصول نيامدى خاطر مبارك از آن نپرداختى . در اين يورش همايون با آنكه سپاه نصرتپناهش به كرّات و مرّات بر دشمنان ظفر يافته بودند و ايشان را مغلوب و منكوب گردانيده - چنانچه به تفصيل گزارش پذيرفت - باز در باب استيصال الوس جته با شاهزادگان و نويينان مشورت فرمود و فرمان شد كه عساكر گردون مآثر ، فوجفوج از راههاى مختلف روان شوند و مجموع اراضى و صحارى آن قطر ، كه محل حركت و سكون قوم جته است احاطه نموده ، هرجا كه از ايشان نشان يابند اثر نگذارند . و برحسب فرمان واجب الاذعان مجموع غجرچيان و قلاوزان جمع آوردند و راهها تحقيق نموده ، ثبت گردانيدند و بر شاهزادگان و امرا قسمت كرده ، مقرر شد كه هر طايفه با غجرچى معين مخصوص متوجه قلعوقمع مخالفان شوند و جمعى كه از بيم تيغ جانستان ايشان از هر گوشهاى بيرون رفتهاند ، همه را به دست آورند و مجموع در موضع يولدوز « 3 » جمع آيند .
از آن جمله اميرزاده عمر شيخ با لشكر اندكان ، غجرچى ايشان برهان اغلان و بيانتمور - پسر بيگيجك جته - برحسب فرموده ، به راهى كه مقرر شده بود ، روان گشتند و اطراف و جوانب طريق را تاخت كرده ، هرجا كه دشمنان را مىيافتند به قتل و غارت كار مىساختند و از عقبهء دوبشين و اندور « 4 » گذشته به قصبهء قراخواجه رسيدند ، و مسافت ميان سمرقند و قراخواجه سه ماهه راه كاروان است . و فوجى ديگر امير جهانشاه و شيخ على بهادر با سىهزار سوار آراسته ، نوكر سنقور را غجرچى ساخته از راهى كه
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . م : مقصود .
( 3 ) . الف ، ع : يلدوز .
( 4 ) . ع : - اندور ؛ الف : يولدوز .