آخر الامر از مطلع وعد
وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
« 1 » اختر سعادتگستر فتح و فيروزى طلوع نمود و مجاهدان نصرتقرين بر مخالفان فساد آيين ظفر يافته ، ايشان را منهزم گردانيدند و بسيارى را به قتل آورده ، هرچه داشتند از اموال و چهارپايان بغارتيدند و گلههاى اسب و گوسفند رانده ، سالم و غانم به معسكر همايون مراجعت كردند .
[ نظم ]
به عزّ دولت صاحبقران و عون إله * اميرزاده عمر شيخ و آن گزيده سپاه
گشاده بازوى سعى و كشيده تيغ جهاد * شكسته دشمن بدكيش و كنده بيخ فساد
به سوى اردوى اعلى محل جاه و جلال * مظفر آمده با عالمى غنيمت و مال
و چون صاحبقران گيتىستان به موضع قراغوچور رسيده ، نزول فرمود ، اموال و غنايم كه عساكر گردون مآثر از اطراف و جوانب جمع آورده بودند بر لشكريان قسمت نمود و چندان در آن موضع توقف فرمود ، تا اسبان ايشان فربه شدند ، و فرمان داد كه امير جهانشاه و اوچقرا بهادر و ديگر امراى با سىهزار سوار ايلغار كرده ، بهطرف ارتيش ، به طلب دشمنان شتابند .
ايشان برحسب فرمان روان شدند و شبوروز رانده به آب ارتيش رسيدند و نيمى لشكر از اينجانب آب و نيمى از آنجانب ، به جستوجوى مخالفان كنار آب روان شدند « 2 » ، و به هر موضع از جزاير و غير آنكه دشمنان گريخته ، پناه برده بودند چون برسيدند ، ايشان را به قتل و نهب و غارت دمار از روزگار برآوردند . و به اين طريق اسير بسيار و غنيمت بىشمار جمع آورده ، مظفر و منصور بازگشتند و به موكب همايون پيوستند . حضرت صاحبقران ايل و الوس مغولستان كه به حوزهء تصرف و ضبط درآمده بود ، كورنها كرده به امير لعل طغى « 3 » برادر بوغاى برلاس و تموربوغا و ديگر امراى قوشون سپرده روانهء سمرقند گردانيد . و ايشان آن جماعت را رانده با اموال و غنايم به سمرقند رسانيدند و حضرت صاحبقران از چول گذشته و منازل و مراحل قطع « 4 » كرده ، به محل ايملغوچور رسيد و در سراى اوزدم « 5 » ، مبجّل و معظم نزول فرمود .
هامش
( 1 ) . صافّات / 173 .
( 2 ) . م : - شدند .
( 3 ) . الف ، ع : طغاى .
( 4 ) . ع : طى .
( 5 ) . ع : اوردم .