راه بورىباشى « 1 » با لشكر و خدم و حواشى روان شد ، و از توپاليك قرق گذشته به عقبهء اوزتاق برآمد ، و اسبان لشكريان بغايت لاغر بودند . از هر ده سوار سه نفر را به سمرقند بازگردانيد ، و اسبان ايشان را به هفت نفر ديگر قسمت فرمود ، و لشكر را دو اسبه ساخته ، به سعادت و اقبال روان شد .
و چون به ايقن « 2 » سورى رسيد ، آب نبود و سپاه از بىآبى در زحمت بودند و دو سه روز چاهها كنده آب حاصل مىكردند و مىرفتند ، ناگاه از رشحات فيض الهى در آن بيابان در فصل تموز بر سر سبزهاى برف و يخ بسيار يافتند ، چنانچه تمام لشكريان با اسبان و چهارپايان همه سيراب گشتند و به اداى شكر بارى تعالى و تقدس قيام نموده ، روان شدند . و چون به موضع توغره اوتلغ رسيدند برحسب فرموده ، شكار انداختند و صحراى ايغريالى را رانده ، خرگور بسيار صيد كردند و هرچه فربه بود برداشتند و آنچه لاغر بود بگذاشتند و در صحراى اولن چرلنغ به موضع چپار ايغر رسيده ، فرود آمدند و از سپاه انكاتورا ، اولنبوغا و اينكهچك با هزار سوار آمده ، در آن صحرا به طلب قبيلهء بهرين مىگشتند . ميرك ايلچى و پير على تاز ، قراول دست راست لشكر منصور بودند ، با ايشان دوچار خورده ، دست جلادت و اقتدار به جنگ و پيكار برگشادند و مخالفان بىتوقف پشت هزيمت نموده رو به گريز نهادند . لشكر ظفرقرين شخصى از ايشان را دستگير كرده ، به پايهء سرير اعلى آوردند و كيفيت احوال از او استفسار نموده ، معلوم شد كه انكاتورا ، در موضع ارونگ « 3 » يار نشسته است . حضرت صاحبقران ، در زمان ، شيخ على بهادر و ايكوتمور را با جمعى امرا به ايلغار روانهء آنجانب گردانيده ، فرمان داد كه به تعجيل تمام رانده ، سعى نمايند تا به موضع ارونگ « 4 » يار به انكاتورا رسند و فرمود كه در آن راه اصلا آتش نكنند ، تا دشمنان از توجه ايشان آگاه نگردند .
و آن حضرت با عساكر گردون معاصر شبگير كرده ، به عون ذو الجلال بر سبيل استعجال در عقب ايشان روان گشت و چون روز شد به ظهور پيوست كه غجرچى راه غلط كرده ، به جانب ديگر افتادهاند . آن روز به راه قيانقازى « 5 » به تعجيل تمام
هامش
( 1 ) . الف : بورباشى .
( 2 ) . ع : اتقين .
( 3 ) . ع : اورنگ .
( 4 ) . ع : اورنگ .
( 5 ) . الف ، ع : قارى .