به مشقت بسيار نيمجانى به كنار انداخت و با جوقى از سپاه ، بيشتر زخمدار روى فرار به صوب عراق آورد و امير آقبوغا نيز كه از هرات متوجه رفع « 1 » آن آشوب گشته بود ، طوس را بعد از محاصره تسخير كرد ، و حاجى بيگ برادر كوچك على بيگ جون قربانى از آنجا گريخته متوجه عراق شد و چون به سمنان رسيد ، سادات هزارهگرى « 2 » او را گرفته بازفرستادند و به تيغ سياست سپرى شد . و چون شاهزادهء مشار اليه ، مخالفان عصيان ورزيده را مقهور و مخذول گردانيد ، عرصهء آن مملكت را از خبث وجود و لوث جنود ايشان پاك ساخت ، به مستقرّ سرير جلالت خويش فرمود .
[ بيت ]
درختىست عصيان صاحبقران * كه بارش هلاك است و رنج و هوان
كسى كارد آن شاخ نكبتثمر * كه روى نكويى نبيند دگر
و عزم حضرت صاحبقران گيتىستان برقرار جزم بود كه به نفس مبارك « 3 » در عقب توقتمش خان برود « 4 » ، نويينان و امرا اتفاق نموده ، زانو زدند و به زبان اخلاص و دولتخواهى عرضه داشتند كه : « اگر رأى اعلى صواب داند اول به جانب خضر خواجه اغلن پسر توغلقتمور خان و انكاتورا توجه نماييم و ايشان را گوشمالى بسزا داده نوعى سازيم ، كه ديگرباره انديشهء جسارت و فضولى به خاطر راه ندهند ، و بعد از فراغ از آن مهم روى عزيمت به صوب توقتمش خان آوريم » . حضرت صاحبقران سخن ايشان را به سمع رضا اصغا نمود .
گفتار در توجه حضرت صاحبقران به مغولستان بر سر خضر خواجه اغلن و انكاتورا نوبت پنجم « 5 »
در همين سال سنهء احدى و تسعين و سبعمائه ، حضرت صاحبقران گيتىستان عزيمت جانب مغولستان مصمم فرمود ، و از موضع آل قوشون مراجعت نموده ، به
هامش
( 1 ) . الف : - دفع ؛ ع : رفع .
( 2 ) . الف ، ع : جريب .
( 3 ) . م : - به نفس مبارك .
( 4 ) . م : + نفس مبارك .
( 5 ) . الف : - عنوان .