تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦
عظيم كرده بسيارى از ايشان را به قتل آوردند و بقية السيف گريختند و چون بهادران نصرت‌قرين ، مظفر و منصور بازگشتند در بيابان « 1 » به قتبه درخان كه با صد خانه‌وار نشسته بود دوچار خوردند و با ايشان نيز داد رزم و پيكار داده ، شنكول « 2 » به نيروى دولت قاهره قتبه درخان را كه بزرگ آن طايفه بود دستگير كرده و او را با قوم و گله و رمه ، به قهر و غلبه رانده ، به موضع آق سوما به معسكر همايون رسانيدند . حضرت صاحب‌قران از آن موضع نهضت فرموده ، به راه « 3 » اورنگ‌چقل از چول گذشته ، به موضع بيلن رسيد و از آنجا روان شده ، از ساريق اوزن و كورجون گذشته به آل قوشون نزول فرمود .

گفتار در فرستادن حضرت صاحب‌قران اميرزاده ميرانشاه را به جانب « 4 » به خراسان « 5 »

در موضع آل قوشون خبر آمد كه ملوك سربدال « 6 » و حاجى بيگ جون قربانى و تمام لشكر كلات و طوس ياغى شده‌اند . حضرت صاحب‌قران اميرزاده ميرانشاه را به اطفاى نايرهء آن فتنه فرمان داد . شاهزاده برحسب فرموده « 7 » با لشكر نصرت‌شعار خود بازگرديد و به تعجيل تمام شب‌وروز رانده ، به سمرقند آمد و چون مأمور بود به قطع مادهء فساد ممالك خراسان ، ملك پير محمد پسر ملك غياث الدين را با دو پسر ، زين العابدين و محمود كه در آنجا بودند ، شربت فنا چشانيد و از نسل ملوك كرت كس نمانده و شاهزادهء جوان‌بخت از آنجا بر سبيل استعجال به خراسان شتافت و در صحراى بحرآباد ، ملوك سربدال « 8 » با فوجى از لشكر ، فدايىوار پيش آمدند و از سر جان گذشته ، بر لشكر شاهزاده حمله آوردند و جنگى عظيم درپيوست . عساكر « 9 » جوانغار و برانغار پيش آمده ، ايشان را شكارىوار در ميان گرفتند ، و به زخم پيكان خاره‌گذار بيشتر آن اشرار را بر خاك هلاك و بوار انداختند و ملوك شكسته و خاكسار
هامش
( 1 ) . ع : سامان . ( 2 ) . ع : - شنكول . ( 3 ) . ع : براى . ( 4 ) . ع : - به جانب . ( 5 ) . الف : - عنوان . ( 6 ) . الف ، ع : سربدار . ( 7 ) . ع : فرمان . ( 8 ) . الف ، ع : سربدار . ( 9 ) . ع : + منصور .