تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
مخالفان در كشتزار بىباكى افشانده بودند ، هلاك و آوارگى لشكر و زوال و خرابى ديار و كشور بارآورد . [ بيت ]
چو آمد به خوارزم صاحب‌قران * گريزان شده دشمن از بيم جان مسخّر شد آن مملكت بىنبرد * به نقل اهالى آن امر « 1 » كرد
و چون شعلهء خشم حضرت صاحب‌قران كه از جسارت و بىباكى مخالفان اشتعال يافته بود ، بعد از سوختن خرمن شوكت و مكنت ايشان تسكين پذيرفت ، رايت نصرت شعار محفوف به عون و تأييد پروردگار متوجه سمرقند شد و به سعادت و اقبال به مستقرّ سرير سلطنت و جلال نزول فرمود . و حقيقت آنكه اصل جبلّت مبارك آن حضرت مجبول بر عدالت و رعيت‌پرورى بود و وجههء همت عالى نهمت تعمير بلاد و ترفيه عباد ، و آنچه از آثار قهر و خرابى ، احيانا از عساكر گردون مآثر صدور مىيافت ، جهت ضرورت جهانگيرى مىبود و مصالح كشورگشايى كه بىسياست و القاى رعب ميسر نمىگردد ، لاجرم چون مدت سه سال از تخريب خوارزم بگذشت مرحمت پادشاهانهء او « 2 » در اواخر سنهء ثلث و تسعين و سبعمايه هنگام مراجعت از يورش دشت قبچاق ، موسى گه پسر جنگى قوچين را بفرستاد كه خوارزم را به حال عمارت بازآورد ، و او محلهء قاآن را - كه چنگيز خان هنگام قسمت ممالك به فرزندان ، آن را باكات و خيوق داخل الوس جغتاى خان كرده بود - حصار كشيد و آبادان ساخت و الحالة هذه معمورهء خوارزم همان است .

ذكر احوالى كه در اثناى يورش همايون به جانب خوارزم روى نمود « 3 »

چون حضرت صاحب‌قران عنان عزيمت فرخنده مآل به صوب خوارزم
هامش
( 1 ) . م : حكم . ( 2 ) . الف : - او ؛ ع : - مرحمت پادشاهانهء او . ( 3 ) . الف : - عنوان .