تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 591

مساهمون:

ص٥٩١
و جوانب مثل اتابكان لر و گرگين لارى - كه گويند از نسل گرگين ميلاد است - كمر بندگى و فرمانبردارى بسته ، به شرف بساطبوس رسيدند و پيش‌كشهاى لايق كشيده ، به عنايت و عاطفت پادشاهانه سرافراز گشتند و عساكر گردون مآثر برحسب فرمان « 1 » مطاع ، بعض ولايت را كه قدم انقياد بر جادهء متابعت ننهاده بودند ، تاخت كردند . و چون مملكت فارس با تمامى توابع و لواحق مسخّر شد و در تحت تصرف گماشتگان قرار گرفت ، منشيان بلاغت‌شعار و دبيران لطايف‌نگار صورت عظايم امور و جلايل احوال كه در آن مدت از آثار عنايت بيغايت پروردگار - عظمت مواهبه و جل جلاله - روى نموده بود ، به نوك خامهء گوهربار بر صحايف اعلام و اظهار نگاشته ، فتح‌نامه‌ها پرداختند و مبشران را به دار السلطنهء سمرقند و خراسان و ساير ممالك و بلاد روان ساختند . [ بيت ]
بپرداخت منشى صاحب هنر * بسى نامه در باب فتح و ظفر برانگيخت يكران كلك دبير * ز ميدان كافور گرد « 2 » عبير رقم زد بسى داستان شريف * به خطى لطيف و ادايى « 3 » ظريف به صد لطف چون گشت پيراسته * به مهر همايون شد آراسته رسانيد قاصد به هر كشورى * صدايش برآمد به هر منبرى جهان شد سراسر كران تا كران * پرآوازهء فتح صاحب‌قران

گفتار در سبب معاودت حضرت صاحب‌قرانى به مستقرّ سرير سلطنت و جهانبانى

روزگار چون اين فتح نامدار ، در عين شوكت و ابّهت و اقتدار مشاهده كرد ، دفع عين الكمال را نيل دغدغه بر جمال حال فرخنده مآل كشيد و از جانب ماوراء النهر چپرايلچى به هفده روز رسيد و خبر رسانيد كه : « در آن طرف گرد فتنه برخاسته و
هامش
( 1 ) . ع : + جهان . ( 2 ) . ع : كرده . ( 3 ) . الف ، ع : اداى .