نمود و چون مزاج لشكر ايران بلكه طباع نوع انسان كه
إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 1 » بر بىوفايى مجبول است ، مجموع خاك بىآزرمى بر روى وفا پاشيده ، بهطرف او مايل شدند و زين العابدين با اندك نفرى بماند . شاه منصور جمعى را بفرستاد تا او را به شهر آورده ، در قلعهء سلاسل به اغلال و سلاسل مقيد گردانيدند ، و آن جماعت كه بىوفايى نموده ، از او برگشته بودند همه را بگرفت و تمام اموال و اسباب ايشان بازستده ، محبوس گردانيد .
[ بيت ]
هيچ دشمن به دشمن اين نكند * كه كند مرد بىخرد با خود
و چون رايت همايون صاحبقران در اول « 2 » ذى الحجه سنهء تسع و ثمانين و سبعمايه به فتح و فيروزى به شيراز رسيد ، مملكت فارس بىكلفت دفع منازعى در حوزهء تسخير و تصرف بندگان حضرت آمد و در سلك ديگر ممالك محروسه انخراط يافت - و للّه درّ من قال .
[ بيت ]
دولت آن است كه بىخون دل افتد به كنار * و رنه با سعى و عمل باغ جنان اين همه نيست
183 در ظاهر شهر شيراز ، حوالى تخت قراچه مركز رايت نصرت آيت گشت و تمام اصول و كلانتران و كلويان به احراز سعادت زمينبوس شتافتند و بعد از اقامت رسم خاكبوسى ، يك هزار تومان كپكى قبول كردند كه به خزانهء امانى فرود آورند « 3 » و از براى كفايت آن مهم ، امير عثمان عباس به شهر درآمد و وجه مذكور به تمام و كمال به وصول پيوست و در روز عيد ، عيدگاه به فرّ حضور حضرت گردون بسطت آرايش پذيرفت و خطبه به القاب همايون آراسته گشت و بعد از اداى وظايف عبادت و قربان ، به منزل همايون معاودت افتاد و والى يزد ، شاه يحيى - كه برادرزادهء شاه شجاع بود و داماد او - با پسر بزرگش سلطان محمد و حاكم كرمان سلطان احمد - برادر شاه شجاع - و ابو اسحاق - نبيرهء شاه شجاع - از سيرجان و ساير حكّام اطراف
هامش
( 1 ) . احزاب / 72 .
( 2 ) . ع : - اول .
( 3 ) . ع : آرند .