تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
كوچهء موالى تركه و خانهء خواجه امام الدين واعظ - و اگرچه به يك سال پيش « 1 » از اين حال وفات يافته بود - حمايت نمايند و به قتل‌عام و انواع عقوبت و انتقام فرمان داد . [ بيت ]
فتادند در شهر خيل مغل * برافتاد بنياد مردم به « 2 » كل به قتل و به غارت گشودند « 3 » دست * سراى سران جمله كردند پست
و بعضى مردم زيرك كه لشكريان را به ادب نگاه داشته بودند و از آسيب تعرض آن جاهلان بىباك صيانت نموده ، خانه‌هاى ايشان به سلامت بماند و بسى مسلمانان از آن ممر خلاص يافتند و يرليغ شحنهء قهر نفاذ يافت كه تومانات و هزاره‌جات و صده‌جات سر كشتگان به حصه و رسد بسپارند ، و جهت ضبط آن تواچيان ديوانى على حده بنهادند ، و از ثقات استماع رفته كه بعضى لشكريان كه نمىخواستند كه به دست خود مباشر قتل شوند سر از ياساقيان مىخريدند و مىسپردند ، و در اوايل حال سرى به بيست دينار كپكى بود ، و در اواخر كه هركس حصهء خود سپرده بودند ، يك سر به نيم دينار آمده بود و كس نمىخريد ، و همچنان هركه را مىيافتند مىكشتند ، و از غوامض حكمت الهى آنكه جمعى كه در روز از گزند تيغ بىدريغ امان يافتند ، در شب خواستند كه بگريزند ، از قضا برفى نشست و اثر پاى ايشان در برف بماند روز ديگر آن كينه‌خواهان پى ايشان برگرفته ، برفتند و از هر جا كه پنهان شده بودند ، بيرون آوردند و به تيغ انتقام بگذرانيدند ،
لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا
« 4 » و از عدد كشتگان آنچه به قلم در تحت ضبط كتاب « 5 » و حساب درآمد به روايت اقل هفتاد هزار سر در ظاهر اصفهان جمع شد و از آن در مواضع متعدد منارها ساختند 181 . [ بيت ]
گاه خوش‌خوش شود گه همه آتش شود * تعبيه‌هاى عجب يار مرا خوست خوست
هامش
( 1 ) . ع : - پيش . ( 2 ) . ع : زكل . ( 3 ) . ع : گشادند . ( 4 ) . انفال / 42 . ( 5 ) . ع : كتابت .