سلامه عليه الى يوم الدين - كوشيده ، و استقامت احوال رعايا و زيردستان را - خالصا لوجه اللّه تعالى - مطمح نظر همت خود ساخته ، به عون عنايت الهى و فيض فضل نامتناهى ، آنچه مقدور بوده معيشت با كافهء خلايق به وجهى كرده شد كه شمهاى به سمع مبارك رسيده باشد ، و چون نسبت با جناب معدلت پناهى ، عهد مصادقت و عقد مخالصت به رواتب خلود منعقد شده بود « 1 » فتوح روزگار دانسته ، در ابقاى آن راسخ دم ثابت قدم زيست و پيوسته مكنون خاطر و مكتوم ضمير آن بوده كه ،
[ بيت ]
به قيامت برم آن عهد كه بستم با تو * تا در آن روز نگويى كه وفاييت نبود
و از آن حضرت على التعاقب و التوالى زلال الطاف و سلسال اعطاف چنانچه عالميان را مشكور و مستحسن باشد مترشح بوده ، و اين معنى موجب مباهات مىدانست . در اين وقت كه از بارگاه كبريا ، نسيم دعوت
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
« 2 » به مشام جان رسيد و متقاضى
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
« 3 » حلقهء طلب بر در دل زد كه ،
[ بيت ]
عرش است نشيمن تو شرمت نايد * كايى و مقيم خطّهء خاك شوى
176 و به حمد اللّه تعالى هيچ نگرانى و حسرت در دل نمانده است و باوجود انواع زلّت و تقصير و اصناف آثام و اجرام كه لازمهء وجود انسان است هر آز و آرزو كه در مخيلهء تصور بشرى مرتسم تواند بود ، از موايد احسان حضرت واهب منّان كه
فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ
« 4 » در اين پنجاه و سه سال كه اتفاق نزول اين منزل خاك افتاده ، در كنار مراد نهادند 177 .
[ شعر ]
متى زدت تقصيرا تزدنى تفضّلا * كأنىّ بالتّقصير استوجب الفضلا
هامش
( 1 ) . ع : - بود .
( 2 ) . يونس / 25 .
( 3 ) . فاطر / 43 .
( 4 ) . سجده / 17 .