تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩

گفتار در توجه حضرت صاحب‌قران به صوب وان و وسطان « 1 »

رايت ظفرپيكر از آنجا متوجه وان و وسطان شد و ملك عزّ الدين شير 173 ، از صدمهء لشكر قيامت نهيب به قلعهء وان درآمد و آن حصارى است بغايت محكم و استوار بر سر كوهى بلند واقع شده و يك طرفش به آب اتصال دارد . [ نظم ]
ز موج دريا سنگ بناش چون مينا * ز تفّ مهر گل پاره‌هاش چون مرجان هزار سال ز باران بر او زيان نرسد * به‌جاى قطره اگر بارد از هوا سندان ملوك را ز رسيدن به آن گسسته اميد * عقاب‌گاه عروجش فكنده بال توان
عساكر منصور روى جلادت به تسخير آن نهاده ، قلعه را از جانب خشكى در ميان گرفتند و به ترتيب اسباب محاصره و جنگ حصار مشغول شدند . ملك عز الدين بعد از دو روز به تعليم دولت از حصار فرود آمد و به سعادت بساطبوس سرافراز گشت ، و اهل قلعه از غايت غوايت و نهايت شقاوت طريق عصيان پيش گرفته ، ياغى شدند و راه حصار را استوار كرده ، مدافعه و مقاتله را آماده گشتند . [ نظم ]
به وسواس شيطان و جهل و غرور * ز راه سعادت فتادند « 2 » دور كسى را كه شد تيره روز بهى * به ادبار خود كوشد از ابلهى شتابد به پاى شقاوت روان * به سوى هلاك تن و فوت جان
سپاه مظفر لوا ، برحسب يرليغ قضا مضا ، عرّاده و منجنيق ساخته و برافراخته ، جنگ درانداختند . [ نظم ]
ز بس شپ‌شپ تير و جرّ كمان * زمين گشت لرزان‌تر از آسمان ز پرواز پيكان هوا تيره گشت * همى آفتاب اندر آن خيره گشت
و به نيروى دولت قاهرهء حضرت صاحب‌قرانى آن حصار نامدار كه شنقار اقتدار
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان . ( 2 ) . الف ، ع : بماندند .