كمال تمكّن « 1 » و وقار سايهء التفات « 2 » بر جزاى بدكردارى ايشان نينداخت و ملحوظ نظر عفو و اغماض گردانيده ، توقتمش خان را بر قاعدهء پيشين پرسش فرمود و بر زبان عاطفت و نصيحت راند كه : « ميان ما حق پدر فرزندىست ، به جهت چه بود كه بدين حركت نامناسب اقدام نمود و بىموجبى ، لشكر به اينجانب فرستاد و چندين هزار مسلمان بىگناه عرضهء تلف گشتند . مىبايد كه بعد از اين از امثال اين كردار ناپسنديده محترز باشد و به عهد و پيمان وفا نموده ، فتنهاى كه در خواب رفته ، بيدار نسازد » . و اين نصيحت كه بر زبان مبارك آن مؤيد كامگار گشته ، موافق حديث نبوىست ، حيث قال صلى اللّه عليه و سلم : « الفتنة نايمة لعن اللّه من ايقظها » 171 . و بعد از گزارش اين كلام لطايف نظام مرحمت پادشاهانه فرمان فرمود كه آن اسيران را خلاص گردانيده ، زر و جامه بدهند و بدرقه از عساكر منصور بگذرانند و بهطرف دشت قبچاق كه جاى ايشان است روانه سازند .
[ بيت ]
دوستان را كجا كند محروم * آنكه با دشمنان نظر دارد
170 و اميرزاده ميرانشاه از آب كر عبور نموده ، در كنار آب به اردوى اعلى معاودت فرمود و اردو از آنجا كوچ كرده رايت نصرتشعار در ضمان حفظ و تأييد پروردگار متوجه گوگچه تنگيز شد .
[ بيت ]
در ضمان حفظ يزدان در پناه عدل خويش * لطف و قهرش گاه و بيگه نيك و بد را نوش و نيش
ذكر قدوم مهد اعلى سراى ملك خانم از طرف سمرقند با شاهزادگان ارجمند « 3 »
چون موكب همايون مقارن فتح و ظفر به گوگجه تنگيز رسيد ، مبشر اقبال ، مژده
هامش
( 1 ) . ع : تمكين .
( 2 ) . ع : مكافات .
( 3 ) . الف : - عنوان .