تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١

( 789 ه . ق ) گفتار در توجه حضرت صاحب‌قرانى به بردع و رسيدن خبر حركت لشكر دشت « 1 »

چون فصل شتا به آخر كشيد و آوازهء هجوم لشكر ربيع در عالم افتاده ، سپاه سبزه و گياه در حركت آمد . در اوايل سنهء تسع و ثمانين و سبعمايه موافق توشقان‌ئيل ، رايت نصرت‌شعار صاحب‌قران كامگار به صوب بردع نهضت نمود . و مقارن اين حال آوازه درافتاد كه توقتمش خان اظهار عصيان كرده ، لشكرى از راه دربند روان گردانيده است . و صورت قضيه آن بود كه على بيگ قنقرات و اورنك تمور و آق‌بوغاى بهرين كه از عظماى امراى الوس جوجى خان به مزيد عقل و نيك‌انديشى ممتاز بودند ، پيوسته توقتمش خان را به سخنان نصيحت از راىهاى فاسد بازداشته ، به طريق صواب راهنمايى مىكردند و از آن جمله همواره او را بر مراعات حقوق حضرت صاحب‌قران و سلوك جادهء ادب نسبت با بندگان آن حضرت تحريض مىنمودند كه خان را پادشاهى الوس جوجى خان « 2 » و جاى پدران از ميامن دولت حضرت صاحب‌قران به قبضهء قدرت و اقتدار درآمده و اين بزرگى و سرافرازى - كه بر مزيد باد - مطلقا از ممرّ تربيت و عنايت آن حضرت حاصل شده و انواع عواطف و مراحم كه در هرباب ارزانى داشته ، زياده از آن است كه شرح توان
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان . ( 2 ) . م : - خان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 571 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى