تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
و حضرت صاحب‌قران به نفس مبارك خود با ساير لشكر فيروزى اثر در دامن البرز كوه روان شد . وفود عنايت ربانى همعنان دولت روزافزون و جنود تأييدات آسمانى ملازم ركاب همايون ، عساكر منصور رايت غزو و جهاد به نيروى بازوى صدق نيّت و حسن اعتماد برافراخته و نصرت دين مبين و كورى كفرهء لعين را غلغلهء تكبير و تهليل در جهان انداخته ، [ نظم ]
چون كوكبهء شاه جهانگير درآمد * از هر طرفى غلغل تكبير برآمد هرجا كه سپاهش به سعادت گذر آورد * در روضهء دين شاخ كرامت به بر آمد روشن شد از انوار هدايت افق دين * تاريكى كفران و ضلالت به سر آمد
و امراى نامدار و بهادران پيل‌افكن شير شكار كه جهت تسخير ولايت كفار و دفع فساد و شرّ اشرار به اطراف و جوانب رفته بودند ، بسيارى از آن « 1 » بيدينان را به تيغ بگذرانيدند و قلاع و حصون ايشان مسخر كرده و ويران گردانيده و غنيمت فراوان در تحت ضبط و تصرف درآورده ، در موضع قبله به اردوى اعلى پيوستند . [ نظم ]
به سوى اردوى اعلى به فتح بازآمد * سپاه خسرو غازى ز هر بلاد و ديار گرفته قلعه و كنده حصار و كشته عدو * به دست كرده غنايم فزون ز حدّ و شمار
و قلعهء سرخ را نيز مسخر كرده و با زمين هموار ساخته ، به قراباغ سرخاب آمد ، و از آنجا كوچ كرده در كنار آب كر نزول فرمود و فرمان قضا جريان به نفاذ پيوست تا از نى و خاشاك ، نواله‌ها پيچيده ، بر آب كر فول « 2 » بستند و چون صاحب‌قران غازى با لشكر منصور از آب عبور نمود ، عنان عزيمت همايون به جانب بردع معطوف گشت و اهل « 3 » آن ولايت مسخّر و ايل شدند . [ نظم ]
به هرجا كه صاحب‌قران برگذشت * مسخر شد و هركه بد ايل گشت جهان آفرينش كه پرورده بود * جهان بحر و بر نامزد كرده بود
هامش
( 1 ) . ع : - آن . ( 2 ) . الف ، ع : پل . ( 3 ) . الف ، ع : ايل .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 568 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى