تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
پيوسته ابر از هوا چون دست كريمان سيم مىپاشيد و كوه از آسيب سرما چون دل مخالفان بيدين ، از بيم مىلرزيد . در چنان حال موكب همايون از راه كيتو به شهر تفليس رسيد . گرجيان كافر كيش به استوارى حصار خويش مغرور گشته ، قلعه را استحكام تمام داده بودند و جنگ را آماده شده ، حضرت صاحب‌قران اشارت بشارت قرين
قاتِلُوهُمْ يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ بِأَيْدِيكُمْ وَ يُخْزِهِمْ
« 1 » به سمع جان و آذان اذعان شنيده ، به ايقاد نيران محاربه و مقاتله فرمان داد . امراى كامگار و بهادران نامدار برحسب فرموده ، اسباب جنگ حصار مرتب داشته ميمنه و ميسره و قلب و جناح برآراستند و بر حصار محيط گشته به غلغلهء تكبير و تهليل كوس شريعت محمّدى - عليه الصلاة و السلام - فروكوفتند و از اطراف و جوانب توراهاى « 2 » او ، چپرها پيش برده ، جنگ درانداختند . [ نظم ]
خسرو دين‌پرور صاحب‌قران * چون به غزا بست كمر در ميان دست زد و تيغ ظفر بركشيد * غلغل تكبير به گردون رسيد
دلاوران لشكر اسلام به نيت صادق و سعى تمام ، كوشش‌هاى مردانه نمودند و به تأييد نصرت
وَ يَنْصُرْكُمْ عَلَيْهِمْ وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ
« 3 » آن حصار بگشودند و به موجب امر
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ
« 4 » آن كفار خاكسار را به زخم تيغ آبدار آتش‌بار
مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهادُ
« 5 » فرستادند و والى ايشان ملك بقراط را اسير كرده ، به درگاه اسلام‌پناه آوردند 167 . فرمان واجب الاتباع برطبق
فَشُدُّوا الْوَثاقَ
« 6 » صادر شد كه او را بند كرده ، نگاه دارند . [ بيت ]
چون علم كفر نگونسار شد * سرور كفار گرفتار شد رايت اسلام شد افراخته * شرك ز بنياد برانداخته
هامش
( 1 ) . توبه / 14 . ( 2 ) . ع : توارها . ( 3 ) . توبه / 14 . ( 4 ) . بقره / 191 . ( 5 ) . آل عمران / 197 . ( 6 ) . محمد / 4 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 565 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى