تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
حضرت « 1 » صاحب‌قران كامگار بعد از آن فتح نامدار از آنجا روان شد و چون از تفليس بگذشت ، خاطر مباركش نشاط شكار فرموده ، برحسب اشارت عليه ، امراى رفيع مقدار و عساكر نصرت‌شعار از برانغار و جوانغار ، جرگه « 2 » انداخته ، تمام دشت و كوه آن صحارى و نواحى فروگرفتند و بعد از چند روز كه جرگه به‌هم رسيد ، چندان حيوان از گوزن و آهو و ديگر انواع بهايم و سباع در آن جرگه جمع آمده بود كه صورت
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ
« 3 » قبل از وقوع
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ
« 4 » به رأى العين مشاهده افتاد و بعد از آنكه حضرت صاحب‌قران و شاهزادگان و نويينان به ترتيبى و اساسى كه معهود است به ميان جرگه درآمده صيدى چند بينداختند و از نشاط شكار بپرداختند ، ساير سپاه و لشكرى به حلقه درآمدند و كس نماند از قوى و ضعيف توانا و ناتوان كه تير اميدش به صيد مقصود نرسيد و دست آرزوش به گردن مراد حلقه نشد و بسيارى از آن جمله بود كه بىزحمت و مشقت به دست مىگرفتند و آنچه فربه بود مىكشتند و آنچه « 5 » لاغر بود رها مىكردند و از بس نخجير كه افگنده شد ، سپاه از حمل آن عاجز آمده ، بسيار از آن بگذاشتند ، چنانچه مدتى سباع و وحوش و طيور از آن محظوظ و بهره‌مند بودند . [ بيت ]
مدتى وحش و طير را پس از آن * فلك از كشته ميزبانى كرد

گفتار در مراجعت حضرت صاحب‌قران على الاطلاق به‌طرف قراباغ از براى قشلاق

حضرت صاحب‌قران « 6 » از آنجا به سعادت و اقبال نهضت فرموده ، در ضمان حفظ ذو الجلال روان شد و عساكر نصرت‌شعار حصن و قلعهء بسيار كه در آن گذار و حوالى آن ديار در تصرف كفّار فجّار بود ، به قوت بازوى كامگار و زخم تيغ آبدار آتش‌بار مسخر گردانيده و آن مواضع را از خبث وجود آن ملاعين بدكردار پاك گردانيدند و
هامش
( 1 ) . الف ، ع : - حضرت . ( 2 ) . الف : يزك ؛ م : نرگه . ( 3 ) . تكوير / 5 . ( 4 ) . تكوير / 1 . ( 5 ) . م : هرچه . ( 6 ) . ع : - قران .