بود ؛ جنگى عظيم درپيوست « 1 » و از طرفين جماعتى مجروح شدند و از آن جمله الياس خواجه را زخمى رسيد كه از كوشش بازماند و بدان سبب سلطان احمد خلاص يافته « 2 » ، جان از آن ورطه بيرون برد و جراحت الياس خواجه كه از امراض تفرق اتصال است به سوء المزاج اصل بدن مفضى شد و بيمارى صعب بر مزاج او استيلا يافت ، اما از ميامن دولت ابد پيوند به صحت مبدل گشت .
[ نظم ]
مرض قوى و خطرناك بود ليكن يافت * به يمن دولت صاحبقران ز نو جانى
چو رست از همه آفت « 3 » بماند در پايش * به دفع آفت عين الكمال نقصانى
و در آن واقعه در نخجوان قتل و كوشش بسيار واقع شد ، از جمله از شعلهء آتش انتقام قمارىايناق در گنبد ضياء الملك ، قريب پانصد كس به كاهدود عرضهء تلف گشتند . حضرت صاحبقران چون « 4 » ممالك آذربايجان به تحت تسخير و تصرف درآورده به حوالى شنب غازان نزول فرمود ، اكابر و اشراف آنجا مثل سيد رضى و خواجه حاجى محمد بندگير خطاط و قاضى غياث الدين و قاضى عبد اللطيف و غيرهم كمر بندگى بسته مراسم عبوديت به تقديم رسانيدند و برحسب فرمان مال امان بر اهالى تبريز حواله رفت و محصلان به تحصيل آن قيام نموده ، تمام و كمال مستخلص گردانيدند و رايت نصرت شعار ، آن تابستان در تبريز و نواحى آن توقف نمود و فرمان لازم الاتباع به قتل سارق عادل نفاذ يافت و او را در زير ديوارى كرده ، بنه و ارختهاش را غارت كردند و از اصناف هنرمندان و پيشهكاران هركه در قسمى از اقسام مشهور و معروف بود همه را خانه كوچ به سمرقند فرستادند . و در آن اثنا امير ولى را كه از بيم جان گريخته سراسيمه مىگرديد در ولايت خلخال ، محمود خلخالى او را گرفته به قمارىايناق سپرد و قمارىايناق او را به ياساق رسانيده ، سرش را به درگاه عالمپناه آوردند .
هامش
( 1 ) . ع : واقع شد .
( 2 ) . الف : از گردون اشتباه ، ص 559 تا اينجا ندارد .
( 3 ) . الف ، ع : دردى .
( 4 ) . الف ، ع : - چون .