( 787 ه . ق ) گفتار در توجه « 1 » حضرت صاحبقرانى به صوب سلطانيه
در اول بهار طراوت شعار كه سلطان بلند جناب آفتاب به قلعهء عالى محلّ حمل نهضت فرمود و بهادر تيزتاز صبا از هوادارى خسرو ربيع جهانگشا ، قلعهء غنچه را بىآنكه سنان خار « 2 » به خون لاله رنگين گردد به چستى و چالاكى بگشود .
[ نظم ]
صبا به قلعهگشايى غنچه بسته كمر * به فرّ دولت شاه ربيع عدل سير
نكرده خار سنان را به خون لاله خضاب * حصار غنچه شده فتح با ذخيرهء زر
حضرت صاحبقرانى محفوف به تأييد آسمانى به جانب سلطانيه نهضت فرمود ، و در آن حال سارق عادل كه از عظماى امراى شيخ اويس بود ، و پيش از اين شاه شجاع او را از سلطانيه با خود برده بود ، و بعد از وفات او - كه در روز يكشنبه بيست و يكم شعبان سنهء ست و ثمانين و سبعمايه ، چنانچه شمار « حيف از شاه شجاع « 3 » » از آن خبر مىدهد وقوع يافت - ملازم پسرش سلطان زين العابدين بود ، عنايت حضرت صاحبقران به آمدن او اشارت عليّه ارزانى داشت و او برحسب ، [ مصراع ]
« از شاه يك اشارت وز ما به سر دويدن »
166
هامش
( 1 ) . ع : نهضت .
( 2 ) . ع : - خار .
( 3 ) . به حساب جمل مساوى است با 786 .