تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
صاحب‌قرانى كه در لوح حال صورت وقايع مستقبل مشاهده نمودى ، از لشكر فتح آيين سى قوشون اختيار فرمود و كمينگاه تعيين نموده در آنجا بازداشت و چون شب درآمد ، جهان از استيلاى سودا [ بيت ]
چو هندو به قار اندر اندود « 1 » روى * سيه كرد جامه فروهشت موى
امير ولى با سپاه بسيار از مازندرانيان ديوسار به عزم شبيخون از حصار بيرون آمد و بر دست راست لشكر كه محل نزول اميرزاده ميرانشاه بود ، سورن انداخته با سپاه حمله كرد و به خندق رسيده ، چپرها و سيخ‌ها كه تعبيه رفته بود ، به ضرب شمشير و نيزه بينداختند ، اما بسيارى از لشكرش بر بالاى هم در خندق افتادند . اميرزاده ميرانشاه به نفس خود حمله آورد و فرمود تا لشكر منصور تيرباران كردند . و در اين‌حال سى قوشون كه در كمين مستعد حرب ايستاده بودند ، بيرون تاختند و با تيغ كين روى به ايشان نهادند ، و امير ولى پيشتر گفته بود تا در آن راه‌ها چاه بسيار كنده بودند و سيخ‌ها تعبيه كرده و آب در آن انداخته و از اين نوع حيله‌ها پرداخته ، چون در آن تيره شب لشكرش از زخم شمشير سپاه ظفرپناه رو به گريز آورده ، بازگشتند ، بسيارى در آن چاه‌ها افتاده ، هلاك شدند و فحواى « من حفر بئرا لأخيه وقع فيه » 165 صورت حال گشت و مصدوقهء
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
« 2 » به ظهور پيوست . [ بيت ]
مكن بد كه از بد نيابى امان * مكن چاه تا خود نيفتى در آن
164 حضرت صاحب‌قران امير ايكوتمور را طلب داشت ، و چون حاضر نبود ، تفحص حال او فرموده ، گفتند به تكاولى ايشان در عقب روان شده است . [ نظم ]
سپاه سحر چون علم بركشيد * همان حرف شب را قلم دركشيد بگسترد طاووس خورشيد پر * فروبرد زاغ گريزنده سر
هامش
( 1 ) . الف : اندز ، اندود . ( 2 ) . فاطر / 43 .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 552 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى