تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
و چون سپاه از اطراف جمع آمدند ، حضرت صاحب‌قران عرض ديده ، لشكر را ترتيب داد و روى سعادت و اقبال به راه نهاد [ نظم ]
در گنج بگشاد و روزى بداد * سپه برنشاند و بنه برنهاد سپاهى كه دريا و صحرا و كوه * شد از نعل اسپان ايشان ستوه خروش سواران و اسپان ز دشت * ز بهرام و كيوان همى درگذشت
و چون به آب مرغاب رسيدند ، خدر معلّى خان‌زاده - كه حرم اميرزاده ميرانشاه بود - به رسم استقبال از هرات بيامد و اميرزاده خليل سلطان « 1 » را جهت پرورش بستد ، و صاحب‌قران كامگار مهد جلالت مآب تومان‌آغا را در اردوى همايون بازداشت و سراى ملك خانم و ديگر خواتين را به سمرقند بازگردانيد ، و از آن موضع نهضت فرموده به راه بركه‌تاش درآمد و به سرخس نزول فرمود و چون از سرخس روان شده از باورد بگذشت و به نسا رسيد . معلوم شد كه كوتوال امير ولى قلعهء درون را محكم كرده با جماعتى آنجا متحصن شده‌اند . شيخ على بهادر و سونجك بهادر و مبشر و ديگر امرا كه منغلاى لشكر بودند ، به موضع گاوكرش به قراول امير ولى رسيدند و صف كشيده و ميمنه و ميسره آراسته ، جنگ درپيوستند ، مبشر پاى جلادت پيش نهاده حمله كرد و دشمنان در مقابل تيرى انداختند كه بر دو دندان او آمد و بشكست و از طرف حلقش بيرون رفت ، آن دلاور باوجود زخمى چنان باز حمله كرد و به يك ضرب سر دشمن را به خاك معركه انداخت ، و دشمنان هزيمت يافتند ، صاحب‌قران كامگار به ازاى آن كار مردانه كه از او صدور يافت همان موضع گاوكرش را به هودبرى سيورغال او گردانيد ، و چون از آنجا روان شده به قلعهء درون رسيدند ، آن را در ميان گرفتند و از اطراف جنگ درانداخته ، فى الحال مسخر گردانيدند ، و كوتوال و لشكريان امير ولى - كه آنجا بودند - مجموع را به تيغ فنا بگذرانيدند .
هامش
( 1 ) . ع : + دو ماهه بود ، مهد اعلى سراى ملك خانم ، خان‌زاده را طوىهاى سنگين داد و اميرزاده خليل سلطان .
ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 549 | شرف الدين على يزدى / سيد سعيد مير محمد صادق و عبدالحسين نوايى