به وضوح پيوست و دستش به زخم شمشير مجروح گشت ، و آقتمور بهادر و پسرش شيخ تمور جنگهاى مردانه كردند و به هر طرف كه روى آوردند ، صف مخالف « 1 » برهم زده ، پاى ثباتشان از جاى ببردند .
[ نظم ]
قوى بود و پشت و دلش هم قوى * به پيروزى دولت خسروى
كسى را نبد پاى با او به جنگ * اگر شير پيش آمدى ور پلنگ
تا مدت بيست روز بدين وضع هر روز جنگى عظيم واقع مىشد ، در روز بيستم عساكر منصور از پول درويش بگذشتند ، و امير ولى جلادت نموده پيش آمد و حسب المقدور كوششهاى مردانه نمود و تا نم قوت در جگر توانايى داشت پاى ثبات در جنگ بيفشرد ، و چون مقابله با جنود سعود آسمانى و وفود عون و عنايت ربانى از حيّز قدرت و مكنت انسانى بيرون است ، امير ولى آخر الامر مغلوب گشت و پشت هزيمت نموده ، روى عجز به صوب گريز نهاد ، لشكر ظفرقرين از عقب او لجامريز درتاختند و بسيارى از بهادران لشكر او را دستگير كرده ، برج تن از كبوتر روح بپرداختند .
[ نظم ]
برآمد ز شور سپه رستخيز * نبد دشمنان را مجال گريز
همه راه اگر دشت اگر پشته بود * پر از خسته و جسته و كشته بود
ذكر شبيخون آوردن امير ولى « 2 »
چون سپاه نصرتپناه از آن رزم فراغ يافته ، فرود آمدند ، اشارت عليّه صادر شد تا تومانات و قوشونات در ضبط و احكام جاىهاى خود شرايط حزم و احتياط مرعى داشته در پيش خود خندقى فروبرند ، و از چپرها ، فصيل ساخته در پيش فصيل سيخها استوار گردانند . و چون روز به آخر رسيد ، رأى عقدهگشاى حضرت
هامش
( 1 ) . ع : مخالفان .
( 2 ) . الف : - عنوان .