و حكومت ناحيهء سيستان را به شاه شاهان ارزانى داشت .
گفتار در توجه حضرت صاحبقران به جانب بست « 1 »
رايت نصرت نشان بعد از فتح سيستان از آنجا نهضت فرموده متوجه بست شد ، و در راه عساكر مظفر لوا قلعهء طاق را مسخر كردند و ويران ساختند و چون لب آب هيرمن مضرب خيام نزول همايون گشت ، از زلزلهء جوش سپاه تسلط نشان و آسيب صدمهء استيلا و تخريب ايشان لرزه بر بند رستم افتاد ، چنانچه مفاصلش از هم برآمد و آن را نيز خراب كرده از آن اثر هم اثرى نماند .
[ بيت ]
چه رستم كه با شاه صاحبقران * ز كيخسروش كس نجويد نشان
و رايت نصرتشعار از راه كوكه قلعه روان گشت . و در اين اثنا خبر دادند كه تومن نكودرى ، يكران عزم جانب كيج و مكران را تنگ كشيده ، رأى اصابت شعار صاحبقران كامران « 2 » اميرزاده ميرانشاه را به طلب تومن و كفايت مهم او نامزد فرمود و محمد « 3 » ميركه پسر شير بهرام كه مصاهرت حضرت صاحبقرانش طراز اكمام احتشام بود و امير حاجى سيف الدين و شيخ على ارغوى برلاس و سونجك بهادر و ديگر امرا را در ركاب او روانه داشت ، و ايشان در ضمان دولت قاهره ، ايلغار كرده ، روزوشب براندند و چون از چول گذشته ، به جلگاى قرن درآمدند ، تومن با حشم نكودرى در آن صحرا فرود آمده بودند ، چون از وصول لشكر خبر يافت ، سوار شده به معرض جنگ و مقابله درآمد . امير حاجى سيف الدين ملاحظهء آشنايى قديم و كبر سن نموده ، او را به زبان حرمت آواز داده ، پرسش كرد و به طريق نيكخواهى گفت كه : « بىدهشت به پايهء سرير اعلى مىبايد آمد كه هيچ انديشه نيست و اصلا مخالفت نورزيد « 4 » » . تومن را پيمانهء عمر پر شده بود ، نصيحت از زبان نيكخواه مسلم نداشت و
هامش
( 1 ) . الف : - عنوان .
( 2 ) . الف ، ع : كامكار .
( 3 ) . الف : - محمد ؛ ع : امير محمد .
( 4 ) . الف : نورزيده ؛ ع : نمىبايد ورزيد .