تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
دو هزار كس از مردم اندرون به عزم شبيخون بيرون آمدند و به‌حسب اتفاق در برابر امير شمس الدين عباس و برات خواجه افتادند « 1 » ، ايشان بگذاشتند تا آن بىباكان از خندق گذشته ، به خيمه و خرگاه رسيدند و اسب و شترى چند را به خنجر تلف گردانيدند ، بعد از آن از اطراف تيرباران كردند و بسيارى از ايشان را بر خاك هلاك انداختند و بعضى خسته و جسته به « 2 » اندرون حصار گريختند ؛ و روز ديگر كه جمشيد منوچهر چهرمهر ، به عزم تسخير حصار زبرجد نگار سپهر ، لواى ضيا برافراخت و شهربند گردون را به تيغ جهان « 3 » ستان عالم اقطاع شعاع از حشر اختر و مواكب كواكب بپرداخت . [ نظم ]
كشيد از كمين تيغ كين شاه مهر * بپرداخت ز انجم حصار سپهر به فرمان سلطان صاحب‌قران * خديو جهان‌بخش گيتىستان
لشكر فيروزى اثر روى قهر به شهر آورده ، از هر جانبى جنگ درانداختند و از آهن تيغ بر سنگ دل‌هاى بىدريغ آتش پيكار افروخته رايت تسخير برافراختند ، اميرزاده على با پانصد سوار حمله كرده « 4 » ، دروازه‌اى كه مقابل ايشان بود ، مخالفان را رانده ، در اندرون تاختند و دلاوران زاول زمين را حين « 5 » تصور رستمى در جبين پندار و كين ، روى تهور به ايشان نهاده ، [ مصراع ]
دل از انده جان بپرداختند
و جماعتى از عقب درآمدند و از هر طرف دست جلادت گشاده ، راه دروازه بر آن فوج از سپاه ظفرپناه - كه دلخواه چرخ فيروزه ، جز فيروزى ايشان نبود - ببستند ، و آن بهادران نصرت‌آيين شمشير كين را به دست تأييد بركشيده ، داستان پور دستان را به ياد زاولستان آوردند .
هامش
( 1 ) . م : - افتادند . ( 2 ) . ع : در . ( 3 ) . الف : + عالم . ( 4 ) . ع : + تا . ( 5 ) . ع : چين .