تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
امر بشتافتند تا در دروازهء سيستان به باد تاراج بررفت و اموال و غنايم بسيار فوق الحساب مزيد سعت و جمعيت معسكر سعادت‌مآب گشت . و چون رايت تأييد پرچم ، از « 1 » اوك عبور نموده ، آن لشكر جوشن‌ور تيغ‌گزار « 2 » به قلعه و حصار زره رسيدند . برحسب فرمان قضا جريان جنگ درانداخته در « 3 » روز مسخر كردند ، و از مخالفان پنج هزار كس در اندرون جمع شده ، و از تفرقهء جان گذشته ، جنگى عظيم كردند و بيشتر به زخم تير و شمشير سپرى شدند و از كشته پشته برهم انداختند و از سرها منارها ساختند . [ نظم ]
در دست اسب ياره شد از كشته پاره‌ها * و آويخت قد نيزه ز سر گوشواره‌ها تا كار خصم نيز شد از دولتش بلند * از كشته پشته‌ها و ز سرها مناره‌ها

گفتار در محاصرهء شهر سيستان و فتح آن « 4 »

صاحب‌قران گيتىستان از حوالى حصارزره ، لشكر به آيين يسال آراسته ، روان شد و با جمعى از خواص لشكر از پيش براند ، و چون مسافت تا به دروازه اندكى ماند ، به بالاى پشته‌اى از ريگ برآمد و شاه شاهان 160 و تاج الدين سيستانى با جمعى ، از پيش شاه قطب الدين 159 بيرون شتافته ، از سعادت پاىبوس سربلندى يافتند و از در عبوديت و خدمتكارى درآمده به تضرع و زارى سخن قبول خراج و باج عرضه مىداشتند ، و حضرت صاحب‌قران با ايشان در آن باب به سخن مشغول بود ، كه ناگاه دشمنان لشكر آراسته از دروازه بيرون ريختند و آهنگ جنگ كرده متوجه شدند . حضرت صاحب‌قران دو هزار سوار « 5 » مكمل را در كمين بازداشت ، و محمد سلطانشاه را فرمود كه با سپاهى اندك پيش « 6 » رود و با دشمنان جنگ درانداخته و خويشتن را گريزان ساخته ، به‌طرف دست راست روان شود ، و چون برحسب
هامش
( 1 ) . ع : + موضع . ( 2 ) . الف ، ع ، م : گزار . ( 3 ) . ع : + همان . ( 4 ) . الف : - عنوان . ( 5 ) . م : مرد . ( 6 ) . م : - پيش .